هدف گذاری در کوهنوردی : آنچه باید بدانیم

فرض کنید که با سرعت نور در حال حرکت هستید، اما یک مساله خاص وجود دارد و آن این است که هدف مشخصی وجود ندارد. سوال در اینجا این خواهد بود که به کجا خواهید رسید؟ احتمالا جواب هم مشخص است. هدف گذاری در هر فعالیت و ورزشی از جمله کوهنوردی اهمیت ویژه ای دارد چرا که بر اساس آن می توان به نتایج مشخصی رسید و از منابع حداکثر استفاده را برد. در این مقاله سعی می کنیم به نکات مهم هدف گذاری در کوهنوردی با استفاده از الگوی اسمارت اشاره کنیم. با موج کوه همراه باشید.

هدف گذاری هوشمندانه SMART چیست؟

یکی از روشهای هدف گذاری استفاده از چارچوب اسمارت می باشد که در اینجا بر اساس آن به پیش میرویم. در روش اسمارت یک هدف باید دارای پنج ویژگی (SMART) باشد:

  • Specific: مشخص
  • Measurable: قابل اندازه گیری
  • Attainable: دست یافتنی
  • Realistic: واقع گرایانه،/Relevant: مرتبط
  • Timely/Time Bound: در محدوده زمانی مشخص

پس برای یک هدف ابتدا باید خواسته مورد نظرمشخص باشد. به معنای آنکه چیزی که می خواهیم انجام دهیم را به طور کامل تعریف کنیم. قابل اندازه گیری بودن به ما کمک می کند که میزان رسیدن به یک نتیجه را ارزیابی کنیم. دستیافتنی بودن به این مفهوم است که یک هدف نباید در محدوده خارج از توانمندی ما قرار بگیرد، البته این به معنای چالشی نبودن نیست. واقع گرایان بودن اهداف فانتزی را حذف می کند و زمانبندی به بیان کردن یک چارچوب زمانی می پردازد. حال بیایید هدف گذاری در کوهنوردی را از دریچه واکاوی کنیم.

هدف گذاری در کوهنوردی بر اساس روش اسمارت

مشخص بودن هدف

اولین گام در تعیین یک هدف مشخص بودن آن است. خواسته ها باید به طور روشن قابل بیان کردن باشند. هنگامی که نمی دانید چه می خواهید انگیزه کافی برای به سرانجام رساندن آن نخواهید داشت. چند هدف مشخص در دنیای کوهنوردی می تواند از قبیل موارد زیر باشد:

بیان واضح هدف باعث می شود که فرد بتواند مسیر خود را به درستی شناسایی کرده و به سوی گامهای بعدی برود. بهتر اینکه هدفتان را یادداشت کنید و جایی قرار دهید که هر روز آنرا ببنید. می توانید در یک کاغذ 3-4 هدف ورزشی ، کاری…را نوشته و روی دیوار اتاقتان بچسبانید.

قابل اندازه گیری بودن هدف

تبدیل شدن به یک کوهنورد خوب هدف خوبی است اما نمی تواند یک هدف هوشمندانه باشد، چرا که قابل اندازه گیری نیست. برای تعریف کردن یک هدف باید از ترکیبی استفاده کرد که بتوان آنرا سنجید. به طور نمونه صعود 5 مسیر با درجه 5.12 و دو مسیر با درجه 5.13 یک هدف قابل اندازه گیری برای یک سنگنورد است. این سنگنورد می تواند چند مسیر با این درجه سختی انتخاب کرده و روی آنها تمرکز کند.

مثال دیگر شامل حال یک اسکای رانر می شود. به عنوان مثال برای شرکت در مسابقات اسکای رانینگ ورزشکار به این نتیجه می رسد که باید رکورد صعود خود به قله توچال را به زیر 2 ساعت کاهش دهد.

حتی مواردی که سختتر قابل سنجش هستند را نیز می توان به نوعی تبدیل به اعداد کرد. به طور مثال برای افزایش تجربه در صعودهای زمستانی یک کوهنورد می تواند چند صعود یک روزه و چند صعود 2-3 روزه را در نظر بگیرد. حتی شرکت در چهار دوره آموزش را می توان به عنوان یک روش قابل ارزیابی برشمرد. به عنوان نمونه دیگر همیشه به عنوان ملاک سنجش آمادگی فرد برای صعود دیواره علم کوه به تعداد طول صعود در یک روز در منطقه پل خواب اشاره شده است.

دستیافتنی بودن هدف

از قابل دستیابی بودن اهداف اطمینان حاصل کنید. اگر امیدی در رسیدن به هدفی که مشخص کرده‌اید ندارید، تنها اعتماد به نفس خود را خدشه‌دار کرده‌اید. با این وجود از هدف‌گذاری‌های بیش از حد ساده خودداری کنید.

برای نمونه در یک جلسه تمرین بولدرینگ روی مسیرهایی کار کنید که در سطح شما هستند و یا فقط اندکی از سطح شما بالاترند. مسیرهای با درجه سختی بسیار بالاتر باعث سرد شدن سنگنورد در حین تمرین می شوند. به همین ترتیب اگر سال اولی است که کوهنوردی را شروع کرده اید بهتر است به دنبال برنامه های چند روزه زمستانی نروید.(حتی اگر بودجه کافی برای خرید تجهیزات گران قیمت آنرا دارید.) امسال روی برنامه های کوتاهتر و کسب تجربه تمرکز کرده و سپس افق دیدتان را گسترش دهید.

مرتبط بودن هدف

توجه داشته باشید که اهدافتان با مسیری که در زندگی پیشه کرده‌اید همسویی داشته باشد. با مرتبط بودن اهداف به مسیر خود به تمرکز بیشتر برای رسیدن به هدف دست خواهید یافت. یکی از آثار منفی شبکه های اجتماعی دیدن همه چیز است. شما چند فیلم یخنوردی، چند فیلم صعود زمستانی، عکسهای قلل بلند جهان، تمرینات سنگنوردی همنوردان خود را می بینید و البته همه این موارد جالب و هیجان انگیز هستند. اما ما نمی توانیم در آن واحد همه چیز باشیم. هر چیزی در دنیا بهایی دارد و هدف گذاری در کوهنوردی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

نمی شود در آن واحد هم سنگنورد برتر و هم کوهنورد عالی بود. کافیست چند برنامه سنگین کوهنوردی بروید و سپس متوجه می شوید که روند رشدتان در سنگنوردی مختل شده است. برعکس این موضوع هم مصداق دارد. پس مقایسه کردن می تواند تبدیل به یک سم برای همه ما شود. وقتی به عنوان یک کوهنورد به منطقه سنگنوردی مانند بند یخچال می روید نباید انتظار داشته باشید که روند رشد شما مانند دوستانی که روی سنگنوردی تمرکز کرده اند باشد. این مقایسه ها باعث می شود تمرکزتان از روی چیزی که می خواهید باشید برداشته شود. برای تعیین یک هدف هوشمندانه لازم است موارد زیر را از خودتان بپرسید:

  • آیا پس از رسیدن به هدف احساس خوبی خواهم داشت؟
  • آیا این هدف خواسته واقعی من است؟
  • آیا من برای این هدف ساخته شده ام؟

این درست است که یک کوهنورد باید مهارت های فنی بالایی داشته باشد اما برای هر نوعی از صعود به تعادلی از انواع مهارت ها مانند توانمندی در کوله کشی، درجه سنگنوردی، کار با طناب، صعود در ارتفاعات و هم هوایی، کار یخ و برف و غیره نیاز است.

از طرف دیگر واقع بینانه بودن هدف در فعالیت هایی که دارای ریسک ذاتی هستند اهمیت ویژه ای دارد. واقع بینانه بودن در اینجا می تواند به معنای هماهنگ بودن هدف با توانمندی های کوهنوردی ما باشد که روی کنترل خطرات کوهنوردی تاثیر بسزایی خواهد داشت.

در محدوده زمانی مشخص بودن

فقط زمانی از این ویژگی صرف نظر کنید که مطمئن شدید عمر نوح خواهید داشت. هدف خود را زمان بندی کنید. یک هدف اسمارت زمان مشخصی را به خود اختصاص می دهد. بیاد داشته باشید که ذهن ما زمانی می تواند عملکرد خوبی داشته باشد که زمان مشخص و برنامه ریزی شده ای را به آن القاء کنیم. هدف گذاری در کوهنوردی نیز شامل همین ویژگی خواهد بود.

می توانید برای خود حدنصاب هایی تعیین کنید مثلا به خودتان بگویید که می خواهم 5 قله بالای 3000 متر را صعود کرده، در 3 برنامه فنی شرکت کنم، 2 دوره آموزشی بگذرانم… این مشخص کردن محدوده زمانی برای کارهای مختلف می تواند باعث نظم گرفتن زندگی شما شود و در پایان دوره زمانی رسیدن به هدف در شما احساس رضایت خواهد کرد.

محدوده زمانی می تواند یک شکل بلندمدت هم داشته باشد که به قسمت های کوتاهتر تقسیم شود. به طور مثال کسب مهارت بالا در یخنوردی را می توان در یک بازه سه ساله تعریف کرد و در این بین اهداف کوچک دیگر برای رسیدن به این هدف بلندمدت شکل داد. مثلا شرکت در دوره آبشار یخی، صعود یخچال سبلان، 5 برنامه تمرینی در آبنیک، 5 برنامه در خور، تمرینات سالنی…که می توانند به عنوان بخشهای کوچک یک هدف طولانی مدت زمانبندی شوند.

جمع بندی

هدف گذاری در کوهنوردی اهمیت ویژه ای دارد. این ورزش زمانبر، انرژی بر و هزینه بر است و در نتیجه منابع زیاد فردی را طلب می کند. نکته مهم این است که ما نمی توانیم همه چیز باشیم و باید بین گزینه های مختلف انتخاب کنیم تا به بهترین چیزی که می توانیم دست پیدا کنیم. عصاره رسیدن به هدف انجام ندادن نبایست هاست.

الگوی اسمارت نیز یکی از روشهای هدفگذاری است که دارای نقاط ضعف و قوت خود می باشد. شما می توانید از الگوی آیزنهاور در کنار این روش برای بهبود هدفگذاری خود در کوهنوردی کمک بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
فروشگاه
لیست علاقه مندی ها
0 مورد سبد خرید
حساب من