بدون دسته بندیدنیای کوهنوردیکوه های جهانکوهنوردی
موضوعات داغ

پلکان مارپیچ گرانیت و یخ – اولین صعود لینک سار

۲۵ آگوست ۲۰۱۷ : از هارنسم روی یک دیواره سنگی آویزان مانده ام در حالی که یه رشته برف بالای سرم در حال ریختن به روی من است. کریستالهای یخ بین آستین و دستکشم را پرکرده اند و از یقه بادگیرم هم به داخل میریزند. شانه هایم را به سمت یکدیگر می کشم. طنابها در میان دستهای کرخت من به سمت هم طنابم، کریس رایت رفته است که ۲۰ متر دورتر، زیر یک مانع مشابه، به تبریخش چسبیده و سعی میکند هر طور که شده بالاتر برود.

ما در ۲۱۰۰ متری جبهه ۳۴۰۰ متری جنوب شرقی لینک سار ، یک قله ۷۰۴۱ متری صعود نشده در قراقوروم و در نزدیکی مرز مورد مناقشه با هند بودیم. به همراه همطنابمان استیو سوینسون ۸ هفته تلاش کردیم که این کوه را به سبک سبکبار صعود کنیم. برای ماهها تلاش کرده بودیم که یک مسیر بدون خطر بهمن بیابیم. ما به سختی از مسیرهایی بالارفته بودیم که به ناکجا آباد و زیر خطر سراکها ختم میشدند. به تدریج یک مسیر نسبتا امن از خطر پیشرو یافتیم. اما طوفان سهمگین بارها و بارها باعث شد از زیر قله بازگردیم.

لینک سار
رایت در اولین روز صعود در مسیر

این آخرین تلاش ما قبل از شروع طوفانهای پاییزی بود که قله را در برف سنگین غرق می کرد. استیو تصمیم گرفته بود که در بیس کمپ بماند. او می گفت که فکر می کند کریس و من در یک تیم دو نفری شانس بیشتری برای رسیدن به قله داریم. یک روز قبل از پنجره هوایی پیش بینی شده ، صعود را شروع کردیم. ما امید داشتیم که بتوانیم قله را قبل از طوفان صعود کرده وبه پایین بازگردیم. حالا طوفان برف به صورتم می خورد با نفس نفس زدن قدری هوا به داخل ریه ها می دادم. کریس هم برای ۴۵ دقیقه در موقعیتی مشابه بود. من فریاد زدم ” به نظرم هوا بهتر نخواهد شد” صدایی از بالا من را تایید کرد. کریس با ارزیابی من موافق بود. هر دوی ما نزدیک هیپو ترمی بودیم. تصمیم به بازگشت کار سختی نبود.

زمانی که به بیس کمپ رسیدیم ، حاج غلام رسول و پسرخوانده وی ندیم، کارکنان اکسپدیشن و دوستان قدیمی ما، ما را در آغوش گرفتند. همه خوشحال بودند. استیو دو برابر من سن و دهها سال تجربه در صعودهای بلند داشت و می دانست که هدف اصلی که سالم رسیدن به بیس کمپ بود به انجام رسیده است.

دو روز بعد آفتاب شروع به تابیدن در بیس کمپ کرد، اما دنیای ارتفاعات شکل دیگری بود. بادهای تند دور قله لینک سار می چرخیدند. پنجره هوای خوب هرگز از راه نرسید. زمستان هم در حال نزدیک شدن بود. من به یاد نامزدم شنون بودم، در خانه جدیدمان در بند، ارگان. من باید در جابه جایی به او کمک می کردم، در عوض او را تنها گذاشتم تا به تنهایی این کار را انجام دهد. من می دانستم که الان زمان به خانه بازگشتن است، اما شیبهای تند لینک سار هنوز در میان مه آزاردهنده بودند. ما باز خواهیم گشت.

بنر تبلیغاتی باشگاه ورزشی موج

برای نزدیک به دو دهه از زمانی که من کوهنوردی را شروع کردم، کوههای زیادی در ذهنم نقش بستند. اما یک کوه جدا از دیگران ایستاده بود. یک ستاره تنها در انتهای یک رویا.

در سال ۲۰۱۵ یک نگاه اولیه به لینک سار به همراه استیو سونسون، اسکات بنت داشتیم.البته در آن برنامه روی اولین صعود چانگی تاور ۶۵۰۰ متری یک ستون گرانیت و یخی کار می کردیم. در آن سفر من هفته ها در بیس کمپ با رسول و ندیم گذراندم.

بسیاری از کوهنوردان کوه ایده آلشان را چیزی شبیه به نقاشی کودکان می دانند. یک مثلث نوک تیز به سمت بالا. زمانی که من لینک سار را دیدم این مقایسه در ذهنم شکل گرفت. این یک کوه بی نقص بود با سراکهایی که آنرا احاطه کرده بودند. به نظرم می شد یک راه از بین این تیغه ها و یخ ها به سمت بالا پیدا کرد. در بازگشت به خانه ، یک عکس عالی در بین عکسهایی که گرفته بودیم از رخ جنوب شرقی پیدا کردم. که به طول هزاران متر از یخچال کابری بالا می رفت. این منطقه به دلیل سالها مناقشه بین هند و پاکستان بسته بود.

برای بسیاری صعود به کی۲ ممکن است هدف کل زندگی باشد. برای استیو که در سال ۱۹۹۰ از مسیر شمالی آنجا ایستاده بود ، اکتشاف کوهها بود که اهمیت داشت. او یک تجربه ساده تر به دور از شلوغی و طنابهای ثابت می خواست. او میدانست که در این اقیانوس گرانیتی می توانست به خواسته اش برسد. در طول دهه های ۱۹۸۰ ، ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ در حالی که یک خانواده به همراه همسرش ساخته و حرفه مهندسی را هم دنبال کرده بود در کوههای بلند بارها به وحشی ترین نقاط سرک کشید.

تیم های کوهنوردی از سال ۱۹۷۹ با تلاش ژاپنی ها روی رخ شرقی لینک سار از یخچال کابری برای صعود استفاده کرده بودند. اما پس از شروع مناقشه سیاچن، دولت پاکستان تا سال ۲۰۰۰ مجوزی به خارجی ها نداد تا اینکه یک تیم امریکایی مجوز سفر به دره کاندوس را دریافت کرد. اعضا دیو اندرسون، استیو دیویس ، برادی رابینسون و جیمی چین خود را برای هر چیزی که ممکن بود پیدا کنند آماده کرده بودند. که بعدها جیمی درباره لینک سار با استیو صحبت کرده بود.

یک سال بعد استیو سعی کرده بود که به همره جرج لووه سوم ، جو تراوچیا ، استیو لارسون ، اندی توثیل و اریک وینکلمن از این کوه بالا برود. استیو به دلیل کارش تاخیر کرد و زمانی به تیم رسید که در هزار متری قله بودند. یک دهلیز کلیدی که با یک یخ معلق پر شده بود. آنان تمرکزشان را به صعود برجهای سنگی سمت مخالف یخچال تغییر دادند. جایی که مسیر از طریق شکافهای باریک بالا میرفت و به سه تیغ تیز قلل می رسید و که درنهایت دور از دسترس بود.

دیواره جنوب شرقی لینک سار به عنوان یک معما در ذهن استیو باقی ماند. در پایان اکسپدیشن، او از یک مسیر دیگر به همراه وینکلمن ، توثیل و لارسون از بین پرتگاه ها خودشان را بالا کشیدند. درست در زیر پرشیب ترین قسمت جبهه جنوب شرقی وی مسیرهای در هم پیچیده، یخ معلق و تیغه های بغرنج را بررسی کرد. در سال ۲۰۱۵ او مشخصه های مشابهی از برج چانگی در لینک سار دیده بود و فکر می کرد که می تواند مسیری به قله بیابد. او در سن ۶۱ سالگی اشتیاق زیادی برای یک قله صعود نشده در قراقوروم داشت.

پیدا کردن یک آلپینیست خوب به عنوان همطناب

پیدا کردن یک همطناب آلپینیست خوب می تواند به اندازه پیدا کردن یک همسر مناسب برای تمام زندگی دشوار باشد. شما به دنبال کسی می گردید که انگیزه ها و رویاهایی یکسان با شما داشته باشد. در پاییز ۲۰۱۵، همطنابی من با کریس رایت به سادگی شروع شد: یک روز با خوردن اسپرسو و سنگنوردی در اسمیت راک در نزدیکی خانه ما. این رابطه به زودی قدرت گرفت: یک سال بعد ما در روی یک لبه باریک در یک گوشه دور افتاده و در میان یک دیواره ۲۰۰۰ متری آلپی در سنت الیاس آلاسکا بودیم.

کوهنوردی

بنابراین، زمانی که استیو و من برای لینک سار در سال ۲۰۱۷ برنامه ریزی می کردیم، من پیشنهاد دادم که کریس را هم با خودمان ببریم. یک کوهنورد جوان و قوی، می تواند به ما برای رویارویی با سختی های لینک سار کمک کند. سپس در کوههای راکی کانادا با هم به یک برنامه رفتیم و ریتمی مناسب برای صعود پیدا کردیم. استیو با دهها سال تجربه در آلپینیسم اشتیاق زیاد ما برای صعودها را که می توانست خطرناک باشد کنترل می کرد. ما به تجربه وی اعتماد داشتیم. تعجب آور اینکه وقتی به یک کراکس در یک آبشار یخی معلق رسیدیم حالا استیو با آرامش می خواست که سرطناب صعود کند.

کریس و من گردنمان را بالا بردیم. ماورای سایه ها غار کوچک در جایی که ما ایستاده بودیم. یخ معلق در حال درخشیدن در آفتاب بود. من احساس آرامش را در زمانی که هر دوی ما با هم موافقت داشتیم میشناختمم. استیو سریع صعود نمیکرد، اما هیچگاه مردد نبود. در این شیب تند و دنیای یخ زده رفتار وی مانند کسی بود که در خانه خودش است. با هر ضربه تبریخ ، صبر می کرد تا با دقت تمام حرکت را انجام دهد. این یک مقیاس کوچک از نحوه صعود ما در لینک سار بود که البته ارتفاع ۷۰۰۰ متری را هم باید به آن اضافه کرد.

البته، ما اطمینان نداشتیم که بتوانیم مجوز قله را بگیریم. تا جایی که می میدانستیم، هیچ کس از سال ۲۰۰۱ اجازه صعود از سمت شرق لینک سار را نداشته است. همه تیم ها از مسیر غربی روی کوه تلاش کردند. اما پس از مذاکره های طولانی ، مجوز به دستمان رسید. در تابستان ۲۰۱۷ تام بالارد و دانیل ناردی نیز روی لینک سار از یک مسیر جداگانه در شمال شرقی کوه تلاش کردند. پس از چند روز بارش ، از میان خطر بهمن به پایین بازگشتند. در پایان آگوست ، ما هم پس از رسیدن به ارتفاع ۶۰۰۰ متری مجبور به بازگشت شدیم.

کوهنوردی

سپتامبر ۲۰۱۷

زمانی که من به بند بازگشتم به همراه نامزدم شانون اسباب کشی را به پایان رسانده و ازدواج کردیم. من مشغول حرفه ام در فیلم سازی شدم. یک زندگی روزمره که هر روز نرمالتر می شد. آرامش یک خانه پایدار که با چهار دیوار چوبی به وجود آمده است. بولتهای محکم در مسیر سنگنوردی نزدیک خانه….اما چشم انداز تیز قله لینک سار و مسیر آن هرگز فراموش شدنی نبود.

به زودی، کریس ، استیو و من شروع به ایمیل زدن به یکدیگر کردیم. جای سوالی نبود که ما باید بازمی گشتیم. مساله فقط زمان و چگونگی بود. در حالی که در مورد بهبود استراتژی صعود بحث می کردیم، تصمیم گرفتیم که یک همنورد چهارم هم به تیم اضافه کنیم. مانند استیو مارک ریچی هم در شصت سالگی بود و خانواده داشت. او در حالی که کسب و کار چوب بری را در نیواینگلند اداره می کرد در طول این سالها از مسیرهای زیادی در آند ، هند و تبت را هم صعود کرده بود. در سال ۲۰۱۲ او و استیو به همراه فردی ویلکینسون، کلنگ طلایی را به دلیل اولین صعود ساسار کانگری در قراقوروم هند به ارتفاع ۷۵۱۸ متر به دست آوردند. به نظر وجود مارک باعث توازن بین تجربه و جوانی در تیم می شد. واکنش مارک به دعوت ما همدلانه بود: “بریم انجام بدیم.”!

۱۱ ژوئن ۲۰۱۹

دوباره، ما در مسیرمان به سمت کابری بودیم. در صندلی پشت من استیو نزدیک پنجره نشسته بود. بیرون، برج طاهر با گرانیتی یک دست به بالا رفته بود. جلوتر و پس از دره، لینک سار در میان ابرهای تیره پنهان بود. مردم محل به ما گفتند که قراقوروم یکی از پربرفترین زمستانها را در سال اخیر پشت سرگذاشته است. زمانی که ما به بیس کمپ رسیدیم، یک پتوی سفید رنگ همه چیز را تا هزارمتری بالای سرمان پوشانده بود. همه فکرمان درگیر این حجم عظیم برف شده بود.

روز بعد پس از صرف غذا، من شروع به اذیت کردن استیو و مارک با سوال پیچ کردنشان درباره شرایط کردم. “درباره دفعات قبلی که در ژوئن در قراقوروم بودید؟ آیا این برف را میشود صعود کرد؟؟؟…” و حالا تفاوت جوانی و تجربه را بیشتر حس می کردم. استیو شروع به تعریف خاطرات گذشته از لاتوک ۲ ، شیولینگ و جاهای دیگر کرد.

به تدریج فهمیدم که این داستان سرایی راهی برای انتقال غیرمستقیم درسها و تجارب است. ما اینجاییم که به قله برسیم و بگردیم، اما هدف اصلی زنده ماندن دوستان و خودمان است. هنوز ابرها از غرب لینک سار کنار نرفته بودند ، و دقیقا نمی دانستیم که چه چیزی آن بالا منتظر ماست.

موج کوه
تیم بعضی از طولها را در شب به منظور اطمینان از ایمنی در برابر خطر ریزش سنگ و ذوب شدن یخ صعود کرد.

در ارتفاع ۳۶۰۰ متری

یکی از عمیق ترین دره های قراقوروم، بیس کمپ ما در ارتفاعی نسبتا پایین قرار داشت. هوای غلیط اینجا کمک زیادی به آماده سازی ما برای صعود نمی کرد. استراتژی ما در خانه ایجاد یک بیس کمپ پیشرفته در ۱۱۰۰ متر بالاتر بود. ما یک تیم از ۵ باربر محلی استخدام کردیم تا به ما کمک کنند تا تجهیزاتمان را به بیس پیشرفته ببریم. سپس به آنها نحوه استفاده از پروسیک را هم آموزش دادیم.

ارتفاع ۴۷۰۰ متری باعث شد که به بالای نوار سبز برسیم. باربرها هم ما را به زودی ترک کردند تا به دره خشک پایین دست برسند. دو نفر از کارکنان ما هم با ما به بیس پیشرفته آمده بودند. و رسول هم در بیس کمپ مانده بود. خانه این کارکنان ما در دامنه های ماشربروم بود. بعضی از خانه های آنها در روستایشان با سنگهایی ساخته شده که ما برای ساختن کف کمپ از مانند آنها استفاده کردیم.

در هفته چهارم برنامه هستیم. آفتاب به آرامی در حال ذوب کردن برفهای اطرافمان است. به غیر از مسافت افقی، قله در جایی سه کیلومتر بالاتر از ما قرار گرفته. ارتفاع عمودی ۲۳۰۰ متر از پرشیب ترین مسیرها را شامل می شود.

۱۱ جولای

مارک فریاد زد: بهمن! یک بهمن تخته ای خیس در حال سر خوردن از ۵۰۰ متری بالای سر ما بود. این پشته برف در حدود ۱۰۰ متری ما از حرکت ایستاد. نظر مارک این بود که قدری صبر کنیم که این برف سنگین بالای سرمان یخ بزند. کسی مخالفتی نداشت.

یک هفته پس از آن یخ آبی و سنگ طلایی و خاکستری از زیر لایه های سفید پدیدار شد. اگرچه احتمال بهمن کم شده بود اما ما هنوز باید قدری به ارتفاع بیشتر عادت می کردیم. ما مسیر آسانی برای ارتفاع گرفتن در میان گرده های سنگی کوه نیافته بودیم. به نظر آسانترین راه حل شروع صعود خود لینک سار بود. حداقل به دلیل تلاشهای قبلی می دانستیم که به کجا میرویم.

ما هم هوایی را در بعد از ظهر به خاطر جلوگیری از گرمای روز و کاهش خطر ریزش سنگ و یخ بالای سرمان شروع کردیم. کریس شروع به صعود در یک یخ سفید و سنگ تیره کرد. چند قطعه از لوازم تلاش قبلی را در اینجا پیدا کردیم. کریس به شوخی می گفت که ما در حال صعود ردپوینت هستیم.

با تاریک شدن هوا من شروع به صعود در رخ کوه کردم ، جایی که مسیر قدیمی از میان کنج های یخ و سنگ و قارچهای برفی پرشیب را یافتیم. در بعضی قسمت ها مسیر زیر برف دفن شده بود. تاریکی شب حس خوبی ایجاد کرده بود و دنیای من به میزان نور چراغ پیشانیم تعریف میشد. و البته حس خوبی که صدای کرامپون ایجاد می کرد.

بدون مساله حادی به دومین محل شبمانی مان رسیدیم. یک سراک به شکل خطرناکی بای سرما قرار گرفته بود.

لینک سار
تقریبا ۱۰۰۰ متر زیر قله، رایت در حال عبور از سراک با دور زدن آن.

۱۵ جولای

ابرها در حال جمع شدن در آسمان بودند و سپس پراکنده میشدند. نهایتا با انجام برنامه هم هوایی به بیس کمپ پیشرفته بازگشتیم. وضعیت ناپایداری هوا قدری نگران کننده بود.

۲۸ جولای

به محل دومین شبمانیمان در بالای بیس پیشرفته بازگشتیم. حرکات ما سریعتر و بهتر شده بود. همچنان سراک پیش رو هم مسیر را مسدود کرده است. در روز بعد استیو و مارک یک مسیر با شیب کمتر پیدا کردند که میشد خودمان را به بالای قسمت یخی برسانیم.

با رسیدن به روی قسمت یخی به نظر می رسید که ابرها در حال جمع شدن هستند. می شد رطوبت درون هوا را حس کرد. این دفعه ما آماده بودیم. هواشناسی پیش بینی یک طوفان دیگر را کرده بود. و ما به اندازه کافی غذا برای انتظار کشیدن به همراه داشتیم. در اینجا شروع به مسطح کردن جایی برای شب مانی کردیم.

در نیمه شب ، محل کمپ را به سمت بالا ترک کردیم. هواشناسی هوای در حال صاف شدن را پیش بینی کرده است. اما ورق برگشت. دویست متر بالای محل شبمانی طوفان از راه رسد. حال برف باریدن گرفته بود و نمیشد حرکت کرد.

موج کوه

من تصمیم گرفتم که هر کاری بهتر از بی تحرکی خواهد بود. پس بیل برف را برداشته و شروع به کندن کردم. استیو هم به برنامه من پیوست. سپس دیگران هم ادامه دادند. با کندن احساس گرما به سراغم آمده بود. پس از یک ساعت ما یک غار برفی داشتیم، که ما را دربرابر باد و بارش حفظ می کرد.

بالاخره خورشید طلوع کرد. حالا پودر برف هم در هوا از این طرف به آن طرف جولان می داد. یخ بالای غاربرفی ما در ابتدا کیفیت خیلی خوبی داشت. اما پس از چند ده متر برف نرم شد و تبر به خوبی در آن نمی نشست. در قسمت هایی هم به صورت همزمان صعود می کردیم. حالا یک شیب چند هزار متری زیر پایمان قرار گرفته بود.

لینک سار
رایت در حال صعود سرطناب روی برف پوسته پوسته در روز آخر صعود – عکس از مارک ریچی

۵ آگوست

در اولین نور روز ، قله لینک سار به نظر خیلی نزدیک می آمد. اما با ادامه مسیر از میان برف عمیق قله نزدیک تر نمی شد. حالا سطح برف سفت تر شده بود و میشد سریعتر صعود کرد. گامهایم را سریعتر کرده بودم که ناگهان برف زیر پایم شروع به حرکت کرد. یک تخته برف ناپایدار در زیر لایه برف جدا شد و با هم به پایین سر خوردیم. هم تیمی هایم در پایینتر بودند و فریاد مرا نشنیدند. پس از ۲۰ متر سقوط طناب در لبه یخ و سنگ گیر کرد و ….

دو ساعت طول کشید تا خودم را جمع و جور کنم و به مسیر بازگردم . حالا مارک و استیو به من نگاه می کردند تا از سلامتم مطمئن شوند. حالا قله ۱۵۰ متر بالاتر از ما قرار گرفته بود. پس از قدری صحبت درباره سلامتی من و اطمینان از تعهد به صعود گام به گام حرکت به سمت بالا ادامه یافت.

حالا روی کارگاههای قارچ برفی و ددمن و… بالا می رفتیم. ۲۰ متر تا قله مانده است، اما برف پایداری خود را از دست داده، به نظر میرسد که در حال حرکت روی یک نقاب هستیم. خودمان هم شک کرده بودیم که به قله رسیده ایم یا نه. انگار در یک استخر کج و حتی عمودی باید شنا می کردیم. نهایتا پس از نیم ساعت ، ما در قله لینک سار بودیم.

لینک سار

من به عنوان آخرین نفر رسیدم. اما به خوبی یادم نیست که چه چیزهایی به هم گفتیم. شاید فقط چند لحظه حس پیروزی ..

۸ آگوست

سه روز بعد من در بیس کمپ پیشرفته نشسته بودم. حالا میشد خارج از دنیای سرد و یخ زده آن بالا آرامش را حس کرد. اما شاید این آرامش طولانی نباشد.

نفرات تیم : گراهام زیمرمن ۳۳ ساله ، استیو سوینسون ۶۵ ساله ، کریس رایت ۳۶ ساله ، مارک ریچی ۶۱ ساله. هر کدام از نفرات دارای مجموعه ای از صعودهای عالی در تجارب خود هستند.

دکتر جباریان / باشگاه ورزشی موج

امتیاز کاربران: ۲.۵۵ ( ۲ رای)
بنر تبلیغاتی باشگاه ورزشی موج
برچسب ها

mojekooh

*مهدی جباریان : شروع فعالیت کوهنوردی 1376 برخی صعودهای شاخص: • گشایش مسیر در دیواره پاتخت ، زمستانی ، سبک آلپی • رکورد صعود چهارجبهه دماوند در 25 ساعت و سی دقیقه:شروع از گوسفندسرا، مسیرهای جنوبی، غربی، شمالی، شمال شرقی، پایان در گوسفندسرا • صعود سه جبهه دماوند در 21 ساعت: شروع از گوسفندسرا، مسیرهای جنوبی، شمالی و شمال شرقی • رکورد صعود آزاد انفرادی دهلیز مرکزی یخار از معدن تا انتهای یخچال در 12 ساعت • صعود زمستانی دماوند 9 مرتبه: گرده شرقی(تیغه های یخار)، جنوبی، شمالی، یکروزه... • صعود دماوند مجموعا 87 مرتبه در فصول مختلف یالهای گوناگون. • صعود زمستانی گرده شرقی سرکچال به خلنو • صعود زمستانی قلل شاخک و علم کوه از مسیر سیاسنگا • رکورد صعود سرعتی آزاد انفرادی گرده آلمانها از ونداربن تا تنگ گلو در 7 ساعت و سی و سه دقیقه • تلاش برای صعود زمستانی آلپی ترکیبی دیواره علم کوه مسیر هاری رست، صعود برتر سال 96 • صعود به گرده آلمانها دوازده مرتبه در فصل بهار و تابستان و پاییز – صعود یکروزه گرده آلمانها • صعود یکروزه دیواره علم کوه، مسیر هاری رست از ونداربن به ونداربن بدون بارگذاری 21:33 ساعت • صعود دو مسیر هاری رست و فرانسوی های دیواره علم کوه در یک روز • رکورد عبور از البرز، شروع دربند توچال تا آزادکوه کلاک ، 102 کیلومتر، 9000 متر صعود در 46 ساعت • رکورد صعود سرعتی خط الراس دوبرار در 17 ساعت و نه دقیقه • صعود سرعتی از پل خواب توچال کلک چال جمشیدیه در 15 ساعت و 20 دقیقه • صعود یکروزه از دربند توچال تا سرکچال سپیدستان در 23 ساعت و 50 دقیقه ، 65 کیلومتر، • صعود قله خان تنگری 7010 متر • تلاش برای صعود قله ماناسلو 8163 متر • صعود یخچالهای شمالی سبلان، کسری، یخار • صعود و تمرین سنگنوردی در دیواره های شروین، پلخواب، بیستون.... • گشایش مسیر در دیواره های کاسونک، شروین، اوسون ترکیبی ... • مربی کوهپیمایی درجه سه سایر: کمربند مشکی جودو دان یک

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن