دو فیلم با یک بلیط
گزارش گشایش مسیر در برودپیک و گاشربروم یک به قله والری بابانوف در سال 2008 ترجمه موج کوه:
31 جولای ، 6900 متری. من در یک جای تیره در یک رویای عمیق ، جایی که روی یک قایق چوبی ایستاده بودم ، که با سرعت در رودخانه به سمت افق رهسپار بود. جایی بسیار دور در طول ساحل یک پسر می دوید ، در حالی که دستانش را تکان می داد و به خاطر چیزی گریه می کرد. من تلاش کردم تا این لغات را به زبان بیاورم. سپس همه توجهم را جمع کردم. و نهایتا چند واژه به من رسید. “والرا ، زنده ای؟ سرت چی شده؟”
شاید بعضی از نیروهای جادویی باعث شدند که چشمهایم را باز کنم. نور ضعیف فلش لایت و صدای یک نفر؟ سرت چی شده؟ ضربه خورده؟
رویاها شروع به پاک شدن کردند و یادم آمد که من در یک چادر کوچک در ارتفاع 7000 متری در جنوب غربی کوه پنهان هستم. صدا متعلق به هم طنابم ، ویکتور آفانسیف بود. گیج و خواب زده ، من هنوز نمی دانستم که چه اتفاقی رخ داده است. “من خوبم ، سرم ضربه نخورده” به او پاسخ دادم.”دیشب من یک آسپرین خوردم.”
دستهبندیهای محبوب موجکوه
من به ویتیا نگاه کردم، که سرش را گرفته بود”تو چی؟ سرت ضربه خورده؟”
“یک ریزش سنگ روی چادر. سرم شکسته.”او دستش را پایین آورد ، ومن دیدم که از سرش خون می ریزد.
ناگهان از خوب پریدم. نیم نگاهی به ساعت کردم: 1 صبح. یک سوز از پشتم حس می کردم ، برگشتم تا نگاهی بیاندازم. مانند دو چشم سیاه ساکت ، دو سوراخ بزرگ در چادر داشتند به من نگاه می کردند. باد یخ زده و برف از درون این دو به چادر کوچک ما می وزید.
” حالت چطوره؟” این اولین چیز منطقی بود که پس از بیدار شدن می گفتم.
“میدونی ، درد دارم.” ویتک جواب داد، در حالی که سرش را گرفته بود.”من یک باند پیدا کردم. اینجا والرا، سرم را پانسمان کن اما اول ببین که اوضاع چطوره. ممکنه تلاش کنی که زخمو تمیز کنی؟”
من یک بطری از چای گرم از کیسه خوابم بیرون کشیدم و باند را مرطوب کردم. زخم زیر موها قرار داشت اما به نظر جمجمه اش سالم بود.
فیتنس
سنگنوردی
بدنسازی
بدنت را بساز، توانت را بالا ببر
در باشگاه موج از فیتنس تا سنگنوردی، هر تمرینی به هدفی معنا میدهد.
ورود به باشگاه موج” ما می تونیم تلاش کنیم تا برگردیم ، زمانی که هوا روشن تر شد.” صدای من با صدای بلند گفتم در حالی که به سختی می توانستم قبول کنم.
اما ویتک به درستی فکر می کرد.
“نه هنوز ” او گفت”من نمی خواهم این مسیر را در نور روز بازگردم. ما با ریزش سنگها خواهیم مرد.”
من هم با او موافق بودم و او اضافه کرد” به من اجازه بده تا صبح به گردنه در 7200 متری صعود کنم و آنجا ، اگر بهتر نشدم ، ما شروع به فرود می کنیم.”
در صدایش میشد حسرت را پیدا کرد و البته من درک می کردم. هر کدام از ما بیش از یک سال را هدف یک مسیر جدید در گاشربروم یک گذرانده بودیم.
اشتیاق برای مسیرهای جدید در هشت هزار متری ها
میل من برای تلاش روی مسیرهای جدید در 8000 متری ها پس از اولین صعود مسیر غربی ژانو در پاییز 2007 ایجاد شده بود. در آنجا من در 7500 متری مسیرهای میکس پیچیده را صعود می کردم ، و حس کردم که این کار را می توانم در کوههای بلندتر هم انجام دهم. صعود به هشت هزار متری ها از مسیرهای کلاسیک برایم جالب نبود ، اما صعود یک مسیر جدید تکنیکی ، به سبک آلپی ، چیز دیگری بود. این بازی ارزش تلاش را داشت.
برای من آلپینیسم همیشه به معنای خودشناسی بود ، و حالا من در حال گذر از یک مرحله تکاملی دیگر بود. در جوی از فعالیت انسانی که غیرقابل پیش بینی بودن به حداکثر می رسد ، جایی که بقا نیاز به بسیج کردن تمام ذخایر درونی دارد ، حتی شهود را هم باید به کار بست.
من برای اولین بار قراقوروم را در سال 2007 دیدم و با این زیبایی و وحشی بودن به هیجان آمدم. به خودم قول دادم که در زمان بازگشت در خانه ، در عکس این قلل بلند به دنبال مسیرهای جدید بگردم.
اولین چیزی که نظرم را جلب کرد تیغه صعود نشده دیواره غربی برودپیک بود. نمی توانستم درک کنم که چرا این تیغه زیبا و منطقی هنوز صعود نشده است. شاید به دلیل این سراک پیچیده در میان رخ کوه باشد ، که گاه و بیگاه تکه های یخ از آن میریزد… ایده صعود این مسیر رفته رفته در من شکل گرفت و تبدیل به انگیزه من شد ، و سپس این ایده به صعود سه مسیر در هشت هزار متری ها در یک تابستان گسترش یافت. اما آن از برودپیک شروع میشد.
فهرست مطالب
Toggleشروع صعود
در 9 جولای ، ارتفاع 4900 متری. یک صبح خاکستری بارانی. ما به آرامی در حالی که کوله های بیست کیلویی را می کشیدیم از یخچال بالا میرفتیم. من و ویکتور دو نفری. پشت سر ما دو هفته هم هوایی بود ، که در طی آن تا ارتفاع 7100 متری از مسیر کلاسیک برودپیک بالا رفته بودیم.

درطی نخستین روزهای بیس کمپ ما به دقت سراک بالای سر مسیرمان را مد نظر داشتیم و یک قسمت یخی صد متری را هم در مسیر تشخیص دادیم. صدای درونی من می گفت که مسیر درست را انتخاب کرده بودیم و همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت. حالا ، برخلاف هوای بد ، ما تصمیم گرفتیم که صعودمان را آغاز کنیم. پیش بینی هوا بهبود تدریجی در روزهای آتی را نشان می داد و به نظرم صبر کردن جایز نبود.
اولین روز همیشه سختترین روز است. ما در سکوت حرکت می کردیم و هر کدام از ما در خودش فرو رفته بود. من نمی دانستم که ویکتور به چه فکر ی کرد- برعکس هم صادق بود. راجع به دوستان ، آنها که در پشت سر بودند، راجع به کوه و ریسکهای پیش رو ، راجع به شانس صعود و بازگشت.
بعضی اوقات ریتم افکارم با ریتم قدمهایم یکسان می شد. زمانی که اینها با هم ادغام میشدند و من دررون یک فضای ناملموس و عمیق فرو میرفتم. جایی که آغاز و پایانی برای آن نبود و انگار زندگی رخ غیرواقعی خودش را نشان می داد.
با سرخوردن روی یک سنگ به دنیای واقعی بازگشتم.
11 جولای در 6500 متری. صبح . سرم را بالا کردم و به قله برودپیک نگاهی انداختم. ما هنوز در سایه بودیم ، اما آن بالا اشعه های گرم خورشید داشت این کوه بزرگ را گرم می کرد. ابرهای کمی در آسمان آبی تاب می خوردند که به نظر بی ضرر بودند.

در طول دو روز گذشته ما در شرایط بسیار سختی صعود کردیم. انگار کوه داشت از ما امتحان می گرفت. گاهی باد برف و یخ را بلند می کرد و با خود می آورد ، حالا آسمان آرام شده بود و ما را نوازش می کرد.
با هر گام به مانع یخی بزرگ نزدیک تر میشدیم ، که در بالای سرمان قرار داشت. گاها درطول این روزها یک قسمت از یخ میشکست از دهلیز به سمت ما می آمد. ما حتی در زمانی که درپناه هم بودیم آسایش کامل از این ریزش نداشتیم. احتمالا فردا با این قسمت مواجه می شویم ، مسیر ما مستقیما از میان آن رد می شود.
12 جولای ، 7000 متری. بالای سرما یک زبانه از نوار سراک 100 متری و قسمتهای بزرگ برفی قرار دارد. حتی فکر کردن به صعود این قسمت هم وحشتناک است. با نزدیک شدن به آن به نظر سخت تر هم میشد. اما ما مسیر خودمان را در آن خواهیم یافت.
“حمایت آمادست.”
“صعود می کنم”
از این لحظه منظره وسیع به پایان رسید و شعاع دید به دو متر یخ سرد کاهش یافت. پس از چند متر از صعود ماهیچه های ساق پا شروع به دم کردن کردند. هر حرکت ابزار نیاز به حجم عجیبی از تلاش داشت. زیر پا تقریبا دو کیلومتر خالی بود. سعی کردم قسمتهای پرشیب را بدون مکث صعود کنم و فقط وقتی متوقف میشدم که دستهایم دم می کرد. نهایتا در عصرگاه ، و با فشار زیاد ، ما از لبه یخچال رد شدیم و به قسمت پرشیب برفی بالا رسیدیم. قسمت بالاتر به نظر راحتتر می رسید.

14 جولای، 7500 متری. با وحشت و درحالی که چیزی چادرمان را تکان میداد از خواب پریدیم. بهمن! در این لحظه بدنم پر از ترس شد. خوشبختانه چادر ما حرکت نکرد. اما خواب دیگر درکار نبود.
برف بی وقفه می بارید.
بالای سرما قسمتهای برفی با شیبهای ایده آل برای بهمن وجود داشتند. حالا موقع عبادت بود تا از خدا بخواهیم که ما را حفظ کند. ما به تاریکی خزیدیم تا اوضاع را بررسی کنیم. “بله ما یک اشتباه بزرگ برای انتخاب این محل کمپ کردیم ، اما بعد از ظهر قبل نمی دانستیم که هوا قرار بود اینقدر خراب شود..” البته گزینه های زیادی هم نداشتیم. در همه طرف فقط شیب های برفی به چشم می خورد.
“والری ، بهمن!” فریاد ویتا واکنش من را برانگیخت.
“آماده!” این تنها کاری بود که توانستم انجام بدهم.
با فشار روی زانو ،سقف را با پشتم حمایت کردم . یک حجم زیاد به پشتم فشار می آورد. برای چند ثانیه و تقریبا مچاله شده بودم. والری بیرون چادر اما هنوز خوشبختانه زنده. آن شب به نظر تمام نشدنی بود. هر 10 15 دقیقه یک بهمن میریخت. ما بی صبرانه منتظر صبح بودیم و امیدمان را حفظ کردیم تا از این گودال جهنمی فرار کنیم.
در صبحگاه بارش کم شد ، اما نمیشد حرکت کرد. ما یک لبه یخچای یافتیم و در آن به امید هوای بهتر پناه گرفتیم. روز بعدی در 15 جولای آسمان آبی بود اما شیبهای بزرگ برودپیک با برف تازه انباشته شده پر شده بودند. ما تصمیم گرفتیم که تنها راه موجود در اینجا تراورس به سمت غرب و مسیرنرمال کوه می باشد. اگر به دلیل بهمن نبود این مسیر را نمی رفتیم اما به نظر چاره دیگری نداشتیم. در اینجا تراورس را شروع کردیم. ما خوش شانس بودیم و نهایتا با عبور از دو قسمت بهمنی به کمپ سه در 7100متری رسیدیم. شب را در اینجا به تنهایی گذراندیم.

پس از این همه به نظر ضعیف تر از آن بودیم که به قله برویم ، اما برای یک روز دیگر استراحت کردیم تا شاید حالمان بهتر شود. فردا روز در 17 جولای هوا خوب بود و سایر کوهنوردان به ما پیوستند ، به آرامی راه خودمان را به بالا در پی گرفته و آرام آرام خودمان را به قله اصلی کوه رساندیم. من و ویتا تقریبا در نزدیک غروب به قله رسیدیم. ما چند دقیقه کوتاه برای عکس گرفتن صرف کردیم و به سرعت به پایین رهسپار شدیم.


جنوب غربی گاشربروم یک
حالا تقریبا اواخر جولای است. ما بیس کمپمان را به پای دو غول هشت هزار متری منتقل کردیم. گاشربروم یک و دو. هدف بعدی ما یک مسیر جدید در دیواره جنوب غربی گاشربروم یک می باشد. در 28 جولای صعودمان رابه سمت بالا و به سمت پای دیواره آغاز کردیم. در نزدیکی ظهر آفتاب به شدت در حال تابش بود و ما دراشعه آفتاب در حال پخته شدن روی یخچال بودیم. پس از یک ساعت تصمیم گرفتیم از طناب استفاده کنیم چرا که بر اثر گرما یخچال بسیار شکننده شده بود. یک اشتباه به راحتی می تواند حتی در این زمین صاف هم باعث مرگ شود.
در 29 جولای ما همچنان پایین هستیم و هنوز صعود قسمتهای اصلی را شروع نکرده ایم. برای رسیدن به دیواره جنوب غربی ما باید وارد یک حوزه باریک خطرناک که با شیب های تند احاطه شده است بشویم. اگر چیزی از بالای سر ما بریزد ، این پایان خواهد بود ، اما ما انتخاب دیگری نداشتیم. این تنها راه ممکن بود. در چنین جاهایی نفر مجبور است کلا مغزش را دیسکانکت کند و به سادگی کفشهای مسابقه را بپوشد.
تجهیزات مورد استفاده
پس از یک ساعت .. از این قسمت …. گذر کردیم و شروع به صعود نمودیم. بر خلاف مسیر جدید در برودپیک ، در جایی که قسمت زیادی از صعود ترکیبی و سنگنوردی و .. .وجود داشت. اگرچه ابزارهای ما مشابه بودند. یک تعداد کم پیچ یخ ، مقداری میخ و فرند و یک چادر سبک ، یک کیسه خواب برای دو نفر یک اجاق و دو کپسول. ما برای شش روز برنامه ریخته بودیم. طبق معمول نفر جلو با کوله سبکتر صعود می کرد.

پس از ساعت 11 خورشید دیواره را به ما نشان داد ، و شیب …که از زیر به نظر دوستانه و ایمن میرسید ، یک سنگ از نیم متری من با سرعت رد شد ما هنوز باید چند ساعتی صعود می کردیم تا از قسمت بمباران رد شویم.
من در هوای نسبتا گرمی در حال صعود بودم ما الان تقریبا بالای 6000 متری بودیم ، و آب از روی دیواره جاری شده بود. این خیلی خوب نیست ، اگر گرم است بد است و اگر سرد باشد هم بد است…

ادامه از اول
در 31 جولای ، 7200 متری. ما در حال صعود به سمت گردنه هستیم. برخلاف سر آسیب دیده ویتک داشت راهش را به بالا باز می کرد ، انگار که هیچ اتفاقی نیافتاده است. هم هنوز اتفاقات شب قبل را فراموش نکرده بودم: پرواز سنگ در چادر و سر باند پیچی شده ویتا… اما او خوب بود..

برای بقیه روز ما در چادر استراحت کردیم ، و فکر کردیم که این امکان هست که به قله برسیم. اگر ما مسیرمان را ادامه دهیم کاری مانند ویتک کورتیکا و کوکوچکا انجام داده ایم که در یک فصل دو مسیر در قراقوروم باز کردند. …
1 آگوست ، 8068 متری . پس از چند دقیقه روی قله ، من پشت به قله کردم و راه بازگشت در پیش گرفتم. ساعت حدود 4 بعد از ظهر و البته هوا عالی بود. .ویتک هم پشت سر من در حال پایین آمدن بود.. ما بدون طناب بودیم پس لازم بود دقت بیشتری داشته باشیم. حالا من می توانستم چادرمان را ببینم ، یک نقطه زرد کوچک ، گمشده در دامنه های وسیع کوه پنهان.

بیش از سه ساعت طول کشید که به چادرمان برسیم و من می توانستم به خودم اجازه بدهم تا روی سنگها لم دهم و استراحت کنم.
یادداشت ویراستار: پس از این صعود ، دو کوهنورد تلاش می کنند که مسیری هم روی گاشربروم دو باز کنند که آنها تلاش را به دلیل خستگی تجمیعی و هوای بد ادامه نمی دهند.

خلاصه :
صعود آلپی ، تیغه مرکزی برودپیک رخ غربی (3,000m, ED VI WI5 M6 90°) ویکتور آفانسیف و والری بابانوف ، 9 تا 18 جولای 2008. آنها در قسمت کمپ سه به مسیر نرمال میرسند.
صعود آلپی ، مسیر جدید در 29 جولای تا 2 آگوست. پس از صعود به رخ جنوب غربی گاشربروم یک مسیرشان در 7600 متری به مسیر یوگسلاوی southwest ridge می پیوندد.
آخرین مطالب
- تمرینات سخت کماندویی برای همه (+برنامه کامل و اجرایی)
- صعود تجاری چیست؟ انقلاب هیمالیا یا میخی بر تابوت کوهنوردی؟
- این باشگاه، تنها باشگاه تاکتیکال تهران است!
- ساملا قطر؛ سختترین مسابقه استقامت خاورمیانه با بزرگترین جایزه نقدی منطقه
- ۷ اشتباه خطرناک در استفاده از گاز و اجاق کمپ (و چطور از آنها جلوگیری کنیم؟)
دکتر مهدی جباریان / باشگاه ورزشی موج
چقدر این پست مفید بود؟
ستاره چپ بیشترین امتیاز
میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0
تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.
مهدی جباریان
کفش North Face مدل Altamesa 500
- نام مدل: Altamesa 500
- رده: کفش دویدن ترکیبی (جاده و کوهستان)
- وزن: 312 گرم (سایز 9 مردانه)
- ارتفاع کفی:
- پاشنه: 30 میلیمتر
- جلوی پا: 24 میلیمتر
- شیب کفی (Heel-to-Toe Drop): 6 میلیمتر
- لایه میانی (Midsole):
- ساختهشده از فوم DREAM با بازگشت انرژی بالا
- لایه خارجی (Outsole):
- لاستیک Surface CTRL با چنگکهای 4 میلیمتری
- مناسب برای سطوح مختلف شامل خاکی، گلی، و آسفالت
- رویه (Upper):
- مشبافتی مهندسیشده با 62٪ مواد بازیافتی
- دارای لایههای محافظ در بخش انگشتان و پاشنه
- سیستم قفل:
- سیستم بند Ghillie برای فیت سفارشی و پایداری بیشتر
- بالهای داخلی برای قفل بهتر پا در میانه کفش
- اندازه پنجه:
- پهنتر از مدلهای دیگر برند برای راحتی بیشتر انگشتان
- ویژگیهای پایداری:
- پلتفرم پهن جلوی کفش برای تعادل بالا
- مناسب برای مسیرهای ترکیبی و مسیرهای طولانی
- نوع فعالیت پیشنهادی:
- دویدن جادهای و کوهستانی
- پیادهروی و پیمایش طولانیمدت
- مسیرهای ترکیبی
- تولید ویتنام با ضمانت کیفیت
تیشرت نیم زیپ مردانه آستین بلند ماموت A2304
- نوع لباس: بلوز نیمزیپ مخصوص کوهنوردی و طبیعتگردی
- فصل مناسب: بهار، تابستان و اوایل پاییز
- جنس پارچه: 89٪ پلیاستر، 11٪ الاستین
- خاصیت کشسانی: کشسانی 4 جهته برای آزادی حرکت بیشتر
- تنفسپذیری: بالا، با قابلیت تهویه هوا در زیر بغل
- مقاومت در برابر رطوبت: خاصیت خشک شدن سریع و ضد تعریق
- محافظت در برابر نور خورشید: دارای قابلیت UV Protection
- طراحی ارگونومیک: دارای دوخت حرفهای و تنخور ایدهآل
- نوع زیپ: YKK با قابلیت تنظیم یقه
- وزن: 258 گرم (در سایز XL)
- سایزبندی: متنوع، بر اساس اندازه دور سینه
- مناسب برای: کوهنوردی، طبیعتگردی، دویدن در طبیعت و فعالیتهای بدنی شدید
- ویژگیهای اضافی: پارچه ضد رطوبت، سبک و بادوام، دارای یقه قابل تنظیم
کیف کمری بلک دیر مدل 1020
- جنس پارچه: 100٪ نایلون ضد آب و ضد خش
- رنگبندی: 6 رنگ متنوع
- ابعاد: 11×14×26 سانتیمتر
- وزن: 230 گرم
- نوع زیپ و سگکها: برند SBS
- جیبها: جیبهای متعدد زیپدار + زیپ جانبی برای افزایش حجم
- نحوه حمل: کمری، پایی، دستی
- بندهای قابل تنظیم: دور کمر (70 تا 125 سانتیمتر) و بند پا (48 تا 86 سانتیمتر)
- پدهای پشت کیف: ضد تعریق و راحت
- ویژگی خاص: مجهز به کارابین برای اتصال ابزارها
- طراحی: سبک، جادار و یونیسکس (مناسب برای مردان و زنان)
کفش آن مدل کلودهورایزن On Cloudhorizon
- سبک و راحت: با وزن 312 گرم، یکی از سبکترین کفشهای پیادهروی و کوهنوردی.
- رویه تنفسپذیر: استفاده از مش با قابلیت تنفس برای راحتی در هوای گرم.
- مقاوم در برابر رطوبت: مناسب برای استفاده در شرایط آب و هوایی مرطوب.
- تکنولوژی CloudTec™: جذب ضربه عالی با بالشتکهای نرم و انعطافپذیر.
- مناسب برای پیادهروی شهری و طبیعتگردی سبک: ایدهآل برای استفاده روزانه.
- پاشنه بالشتکی: ارتفاع پاشنه 35.5 میلیمتر برای حمایت از پاشنه پا.
- جلوی پا نرم و راحت: با ارتفاع 26.4 میلیمتر برای راحتی بیشتر.
- عرض مناسب جلوی پا: پهنای 95.9 میلیمتر که فضای کافی برای انگشتان فراهم میکند.
- کفی قابل جابجایی: امکان استفاده از کفیهای طبی و شخصی.
- طراحی شیک و مدرن: مناسب برای استفاده روزانه و ماجراجوییهای سبک.
- پایداری مناسب: زیره مقاوم با عرض کافی برای حفظ تعادل.
- مناسب برای مسیرهای سبک: ایدهآل برای پیادهروی در پارک، جنگل و ساحل.
- محدودیت در مسیرهای سنگین: مناسب برای مسیرهای سبک و نیمهسبک، اما برای کوهنوردی حرفهای توصیه نمیشود.
- سایزبندی استاندارد
- تولید ویتنام با ضمانت کیفیت
کتری 1.1 لیتری کمپسور مدل 011
- گنجایش: 1.1 لیتر
- ابعاد: قطر 15 سانتیمتر، ارتفاع 7.5 سانتیمتر
- جنس بدنه: آلومینیوم آنادایز شده
- وزن: سبک و قابل حمل
- رنگ: خاکستری
- دسته: تاشو با روکش پلاستیک نسوز
- کاور حمل: دارای کیف توری مقاوم برای حمل آسان
- شکل: طراحی کوچک و جمعوجور برای صرفهجویی در فضا
- مقاوم در برابر حرارت مستقیم آتش
- شستوشوی آسان
- مقاومت بالا در برابر سایش و خوردگی
- طراحی برای کوهنوردی، کمپینگ و طبیعتگردی
- جلوگیری از سوختن دست با استفاده از دستههای نسوز
- حفاظت از کتری و جلوگیری از کثیف شدن کولهپشتی با کاور توری
- مناسب برای گروههای کوچک (2 تا 3 نفر)
- سبک و مناسب برای حمل طولانیمدت
کفش ساق متوسط کلمبیا مدل X ULTRA
- رویه تنفسی و گورتکس: رویه تنفسی به جریان هوا اجازه می دهد تا از کفش عبور کند و پاهای شما را خنک و خشک نگه دارد.
- ساق متوسط: ساق متوسط حمایت و ثبات را برای مچ پا در هنگام پیمایش در زمین های ناهموار فراهم می کند.
- سبک وزن و راحت: این کفش با وزن کم (440 گرم برای سایز 43) برای پیاده روی های طولانی مناسب است.
- طراحی ارگونومیک: طراحی ارگونومیک این کفش راحتی و تناسب را برای پاهای شما فراهم می کند.
- مناسب برای صعود قلل 4000 متری در فصل تابستان: این کفش با قابلیت های فنی خود برای صعود قله های آسان مناسب است.
- تولید ویتنام: این کفش در ویتنام با مواد باکیفیت ساخته شده است.
- حمایت و ثبات: زیره ویبرام، ساق متوسط و طراحی ارگونومیک حمایت و ثبات عالی را برای پاها و مچ پا در طول مسیر فراهم می کنند.
- راحتی: رویه تنفسی، وزن سبک و طراحی ارگونومیک راحتی را برای پاهای شما در طول روز فراهم می کنند.
- عملکرد: زیره ویبرام، رویه گورتکس و طراحی آج دار عملکرد عالی را در زمین های مختلف ارائه می دهند.
- قابلیت تنفس: رویه تنفسی و لایه گورتکس قابلیت تنفس را برای پاهای شما فراهم می کنند.
- مناسب برای: کوهپیمایی های سبک، پیاده روی، و صعود قله های آسان در فصول گرم سال.
جدیدترین مقالات
مقالات پیشین
میله بارفیکس 3 لول قطر 32 میلیمتری TANZIB
- قطر 32 میلیمتر با مقاومت بالا
- مناسب برای انواع تمرین بارفیکس و تمرین با کش
- قویتر از میلبارفیکسهای معمول
- مناسب برای استفاده در کنار دستیاره تنزیب یا کمک بارفیکس تن زیب
- ساختهشده از لوله آهنی با آبکاری کروم
- دارای دستههای با دوام از جنس پی وی سی
- قابل نصب روی هر نوع چارچوبی
- با توجه به بیضی بودن دو سر آن، بر روی هر نوع چارچوب منحنی یا مسطح قابل نصب است.
- راحت و مقاوم
- محدوده قابل استفاده: از ۶۷ سانتیمتر تا ۹۴ سانتیمتر
- در بالای چارچوب درب برای حرکات بارفیکس و در پایین آن برای حرکات دراز نشست قابل استفاده است.
- تولید تنزیب
کاپشن دوپوش بلکدیر مدل 1318 – گرما، دوام و محافظت کامل در طبیعت
- کاپشن دوپوش حرفهای مناسب کوهنوردی، طبیعتگردی و استفاده شهری
- لایه بیرونی از ۱۰۰٪ پلیاستر فشرده و مقاوم در برابر سایش
- شاخص ضدآب قوی 30000mm20 مناسب بارش برف و باران
- ضدباد کامل برای استفاده در هوای سرد و ارتفاعات
- لایه داخلی پلار تراکم ۲۰٬۰۰۰ مول بسیار گرم و نرم
- پلار داخلی کاملاً قابل جدا شدن با زیپ
- آنتیپیلینگ؛ بدون گولهشدن حتی پس از استفاده طولانی
- طراحی سهبعدی و تنخور ارگونومیک برای راحتی در حرکت
- پارچه ضدخش و بادوام مناسب حمل کوله و فعالیتهای سخت
- کلاه زیپدار حرفهای، قابل جدا شدن و دارای سیستم تنظیم
- دارای جیبهای متعدد زیپدار با روکش ضدآب
- آنتیاستاتیک؛ جلوگیری از ایجاد الکتریسیته ساکن
- مناسب دماهای سرد و سفرهای زمستانی
- رنگبندی سهگانه: مشکی، سرمهای، سبز ارتشی
- سایزبندی استاندارد از XL تا 4XL برای قد 170 تا 192
باتوم آلوکس مدل 5 بخشی تاشو 7075
- ساختهشده از آلیاژ آلومینیوم 7075 فوقالعاده مقاوم و سبک
- مقاومت عالی در برابر خوردگی و شرایط سخت محیطی
- طراحی ۵ بخشی تاشو با طول جمعشده فقط ۳۲ سانتیمتر
- قابل تنظیم از ۱۱۰ تا ۱۳۰ سانتیمتر متناسب با قد کاربر
- وزن سبک ۲۹۰ گرم برای حمل آسان و کاهش خستگی
- دسته ارگونومیک EVA نرم و ضدتعریق برای راحتی بیشتر
- مکانیزم قفل سریع و ایمن Mortise & Tenon
- نوک از آلیاژ فولاد تنگستن با مقاومت بالا در برابر سایش
- همراه با گل برف برای استفاده در برف و گل
- مناسب برای کوهنوردی، طبیعتگردی، ترکینگ و پیادهروی، دویدن و اسکای رانینگ
- تحمل وزن تا ۳۰۰ پوند (حدود ۱۳۶ کیلوگرم)
- پوشش مقاوم در برابر خط و خش و حرارت
- طراحی علمی برای کاهش فشار بر زانو و افزایش تعادل
- دارای بند مچی و کیف حمل برای راحتی بیشتر
- دارای گل باتوم کوچک
- قابلیت جمع کردن داخل کوله پشتی
- فروش به صورت تکی: قیمت هر برای هر عدد
گتر دولایه داخل پلار King Lion
- نوع محصول: گتر کوهنوردی دولایه
- برند: King Lion
- جنس:
- لایه بیرونی: پارچه پلیاستر تنفسی، ضدآب و ضدسایش
- لایه داخلی: پلار محکم و عایق حرارتی
- ویژگیها:
- ضدآب و مقاوم در برابر باران و برف
- محافظت در برابر خاک، سنگریزه و گل
- مقاوم در برابر سایش
- سیستم بستن:
- زیپ و چسب برای تنظیم راحت
- تسمه مقاوم زیر کفش با قابلیت تنظیم
- سگک جلویی برای اتصال محکم به کفش
- اندازه: قد 45 سانتیمتر
- سایز: فری سایز (مناسب برای تمامی کاربران)
- کاربرد:
- مناسب برای کوهنوردی، طبیعتگردی و کمپینگ
- محافظت از پاها در شرایط آب و هوایی سخت
زیرانداز سبک خود باد شونده Pekynew با بالش برای کوهنوردی و کمپینگ
- زیرانداز کوهنوردی خود باد شونده برای استفاده راحت. بالش بادی توکار (باد کردن دستی مورد نیاز است)
- دریچه هوای پلاستیکی سبک وزن مهر و موم قابل اعتماد، بسته شدن سریع و شیر جریان بالا را فراهم می کند.
- مناسب برای پیاده روی، کوهنوردی، کمپینگ، کولهپشتی، کوهنوردی، مسافرت و تعطیلات
- پونجی پلی استر با روکش پی وی سی سبک وزن 75D، کیسه و کیت تعمیرات گنجانده شده است



