مرگ و زندگی در خطرناکترین کوه جهان| معرفی کتاب

کی2 240 متر از اورست کوتاه تر است و به همین دلیل در جایگاه دوم قرار می گیرد. اما این کوه به طور گسترده ای خطرناک تر شناخته می شود(حداقل تا پیش از دوره صعودهای تجاری در کی2) دومین کوه بلند جهان در رشته کوه قراقوروم پاکستان قرار گرفته و 8611 متر ارتفاع دارد.

با توجه به شهرت این کوه ادو ویسترز کوهنورد امریکایی بررسی دقیقی از دراماتیک ترین تلاش ها در کی2 جمع آوری کرد. ویسترز این کتاب را با رابرتز نوشته است و عقیده دارد که کوه چیزهای زیادی در مورد “ریسک، جاه طلبی، وفاداری به هم تیمی ها، از خودگذشتگی و بهای افتخار” به ما یاد می دهد.

و البته این نویسنده توانایی چنین بررسی دارد. اد ویسترز اولین امریکایی بود که 14 قله هشت هزار متری را بدون اکسیژن کمکی صعود کرد و یک تجربه متمایز نیز در کی2 دارد.

وی در سال 1992 به همراه هم تیمی هایش پس از جان به در بردن از یک حادثه خطرناک به قله رسید. اما این تنها یک تصویر کوچک از موفقیت بود. چرا که آنها در زمانی تصمیم به صعود گرفتند که بروز یک طوفان نزدیک به نظر می رسید و قلب ویسترز ندا می داد: “این بدترین تصمیم جهان است” اما او به راهش ادامه داد.

آب و هوای طوفانی کوه را فرا گرفت و فرود آنها به مویی وابسته بود. اما آیا یک فرار ماجراجویانه از دل طوفان، صعود را با شکوه تر می کند؟ برای ویسترز اینگونه به نظر نمی رسید. او می دانست که خوش شانس بوده . این تجربه ایده های اساسی را در مورد کوهنوردی و زندگی تشکیل داد که بن مایه کتاب “کی2، مرگ و زندگی در خطرناکترین کوه جهان” را شکل داده است.

فاجعه سال 2008 اولین درس آموختی کتاب است. او می گوید کوه شلوغ و غرق در موانع زبانی، تب قله و امنیت کاذب طناب های ثابت در روز صعود باعث شد حدود 30 نفر به سمت قله حرکت کنند که به هرج و مرج در مسیر انجامید. به این هرج و مرج انسانی، عامل سقوط یک برج یخی بزرگ هم اضافه شد که بیشتر طناب ثابت های مسیر را در قسمت باتل نک از بین برد. مجموعه این رویدادها جان 11 کوهنورد را گرفت.

اما چرا اوضاع در کی2 به چنین نقطه ای رسیده است؟

ویسترز با غمی ناشی از اخلاقیات که احساس می کند در حال ناپدید شدن است، نگاهی به سفر سال 1938 و اولین تلاش واقعی برای صعود کی2 می اندازد. تیم کوهنوردان امریکایی در آن سال پس از حدود 500 کیلومتر پیاده روی به بیس کمپ رسیدند(امروزه بیشتر این مسیر با هواپیما طی می شود) سپس با اکثر باربرها خداحافظی کرده و کیسه ای سنگ به آنها دادند. به باربرها گفتند که هر روز یک سنگ را دور بیاندازید و هر موقع همه سنگ ها تمام شد، به دنبال ما بازگردید. این تیم با پوشیدن پوتین های میخ دار(شبیه کرامپون های امروزی اما کوبیده شده روی کفش) و طناب های کنفی توانست از ناحیه دودکش رد شود و به ارتفاع 7500 متری دست یابد که سنگ بنای صعودهای آتی شد. آنها همچنین حاشیه های تیم را برای خودشان نگه داشتند، چیزی که در دنیای امروز گم شده است.

ویسترز در بخشی دیگر از کتاب به بررسی صعود سال 1939 پرداخته است. در آن سال فریتز ویسنر و شرپا پاسانگ لاما قبل از شکست خوردن تا ارتفاع خیره کننده 8250 متری دست یافتند. جامعه کوهنوردی، ویسنر را به عنوان فردی مستبدی که سبک سرپرستی بالا به پایین داشت شناسایی کرد. اما این فقط یک طرف داستان بود. تیم کم تجربه بیس کمپ با کم شدن انگیزه در آن صعود با عجله اعلام کرد که تیم صعود قله جان خود را از دست داده و از شرپاها خواست تا کمپ های بالایی را جمع کنند. این اقدام اشتباه باعث شد ویسنر و لاما مجبور به فرودی دشوار بدون سرپناه و غذا شوند و در نهایت به سختی جان به در بردند. و البته به طور غیرمستقیم به مرگ دادلی ولف، پاسانگ کیکولی، پاسانگ کیتار و فینسو انجامید. (سه شرپا با شجاعت سعی کردند دادلی ولف را نجات دهند.) مقاله آنها هرگز باز نمی گردند در رابطه با این صعود در موج کوه بخوانید.

ویسترز از توهین به ویسنر و خطای انسانی شوم که منجر به مرگ و میر در صعود وی شد ابراز تاسف می کند. این اکسپدیشن همچنین نمونه ای اولیه از رفتار غلط کوهنوردان در ارتفاع با شرپاها بود. وقتی چیزی خراب می شود، شرپاها اولین کسانی هستند که سرزنش می شوند. اما وقتی یک شرپا با قهرمانی کار خود را انجام می دهد، به سختی اعتبار کسب خواهد کرد و در بسیاری موارد حتی نامی هم از آنها نمی برند.

کتاب کی2، مرگ و زندگی در خطرناک ترین کوه جهان توسط گلبرگ درویشیان به فارسی ترجمه شده و ناشر آن نیز نشر چشمه می باشد. نسخه دیجیتال این کتاب خواندنی نیز در دسترس می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
فروشگاه
لیست علاقه مندی ها
0 مورد سبد خرید
حساب من