منو
  • ارسال رایگان پستی برای خرید بیش از 500 هزار تومان
  • ارسال سریع با تیپاکس در روز خرید
  • ارسال با پیک در زمان مورد نظر مشتری برای تهران
  • 7 روز ضمانت تعویض و عودت
  • مشاوره تخصصی
بدون دسته بندی, دنیای کوهنوردی, کوه های جهان, کوهنوردی

تنها در آناپورنا : صعود اولی اشتک به آناپورنا

تنها در آناپورنا : صعود اولی اشتک به آناپورنا

5
(1)

صعود به رخ جنوبی آناپورنا به قله اولی اشتک در سال 2013 ، بازگردان به فارسی موج کوه ، منبع : آلپینیست.

سال 1984

در سال 1984 ، دو آلپینیست سوییسی نوربرت جوس و ارهارد لورتان با یک تیم کوچک به سراغ مسیر 7 کیلومتری شرقی در آناپورنا می روند. برای چهار روز آخر این دو نفر به سبک آلپی با تعهد مسیر خود را ادامه می دهند. بعدا ارهارد لورتان می نویسد: هیچ گاه خودم را تا این حد به مرگ نزدیک ندیده بودم.

لورتان الگوی من است. او به ایجاد یک سبک انقلابی در هیمالیا کمک کرد که بهترین نتایج را با توسل به صعود سبک و سریع به ارمغان آورد. در سال 1986 ، او و جین تریولت شمالی اورست را در 43 ساعت صعود کرده و فرود آمدند. سالها بعد لورتان و من قصد داشتیم تا با هم به هیمالیا برویم و من او را با سوالهایم درباره آن برنامه به ستوه آوردم. لورتان بسیار باهوش بود: چراکه آنها فری سولو و در طول تاریکی صعود کرده بودند ، او و تریولت طناب یا چادر نداشتند : آنها تنها در طول روز و در زمان گرمی هوا توقف کرده بودند. با زمان کمتر در ارتفاع بالا ، آنها ریسک کمتری هم در مواجهه با شرایط ارتفاع بالا مانند طوفان و بیماری ارتفاع متحمل شدند. این کار به سادگی هوشمندانه و کارآ بود و البته راه حلی هوشمندانه. آلپینیست لهستانی ویتک کورتیکا اعتقاد دارد که این فوق مینیمالیسم می تواند همه چیز را تغییر دهد. اما اورست 1986 بسیاری از کوهنوردان را گیج کرد و هیچ کس هم نتوانست آنرا تکرار کند.

مرتبط : هنر تحمل کردن ، ویتک کورتیکا ، میک فاولر ، به سبک سبکبار

اولی اشتک آناپورنا موج کوه

سپس در سال 1992 ، دو کوهنورد فرانسوی ، پیر بگین و ژان کریستوف لافایل یک صعود زیبا را انجام دادند : یک مسیر مستقیم در رخ جنوبی آناپورنا که می توانست به سبک سبکبار انجام بگیرد. آنها قبل از اینکه درطوفان گیر بیافتند تا ارتفاع 7400 متری صعود می کنند. پیر بگین سقوط می کند که دلیل آن در رفتن کارگاه تک بازو بوده است و لافایل مجبور می شود به تنهایی و بدون طناب مسیر را بازگردد. یک فرود 5 روزه آغاز می شود. اگر چه یک طناب 20 متری را می یابد ، به زودی غذایش تمام شده . یک سقوط سنگ دستش را میشکند. او بعدا اعتراف می کند که درباره پیوستن به پیر در مسیر فکر می کرده است.

مرتبط : حماسه آناپورنا ، آناپورنا

تنها توانمندی های تکنیکی لافایل به وی اجازه زنده ماندن را می دهد. برای سالها بعد او احساس می کند که در حصار آناپورنا گیر افتاده است و مجددا در سالهای 1995 ، 1998به آنجا باز می گردد. لافایل و اینوراتگی در سال 2002 مسیر شرقی را به قله تراورس می کنند. او احساس می کند که ” برای اولین بار ، می توانستم به آناپورنا نه به عنوان جایی برای آمار و باخت شخصی بلکه به عنوان الهه فراوانی بیاندیشم.”


بیشتر از اولی اشتک


در 2007 ، من به پای رخ جنوبی آناپورنا رسیدم با این نیت که مسیر زیبای پیر بگین و کریستوف لافایل را تمام کنم. اولین تلاش من ، به شکل انفرادی پس از چندصد متر به پایان رسید. هوا بسیار گرم بود و یک سنگ به سر من برخورد کرد که باعث بی هوشی من شد. تنها شانس باعث شد که نمیرم. پس از آن ، مانند لافایل من هم اسیر کوه شدم و صعود این مسیر را به هر قیمتی خواهان بودم. یک سال بعد من و سیمون آنتاماتن تا ارتفاع 6000 متری پیش رفتیم اما ناامید شدیم. هر روز برف می بارید و خطر بهمن بسیار زیاد بود. یک شب یک تماس برای کمک به ما رسید : ایناکی اوچوا د اولزا به شدت در محل کمپ 4 ارتفاع 7500 متری در میان مسیر شرقی بیمار شده بود. دو روز بعد من به ایناکی رسیدم اما او زنده نماند. پس از آن من فقط می خواستم به خانه بروم و آناپورنا را فراموش کنم. برای من سالها طول کشید تا بتوانم چیزی که رخ داده بود را قبول کنم.

اولی اشتک آناپورنا
Ueli Steck returned to Nepal and the Annapurna south face in 2013 which he climbed solo, without oxygen, in one 28 hour alpine push, via a new route. The trip was his third attempt to climb the 8000 meter peak. Ueli on the lower section of the mountain, getting started with 2500 meters of alpine wall above him.

پاییز 2013 – جنوبی آناپورنا

در پاییز 2013 ، احساس می کردم که برای بازگشتن به آناپورنا آماده هستم ، به همراه دان بویی از کانادا. تیم ما بیس کمپ پیشرفته را در ارتفاع 5000 متری ، برقرار کردیم. جایی که تنجی شرپا و نیما شرپا ما را با غذاهای تازه تغذیه می کردند. دان و من تا پای دیواره صعود کردیم. نهایتا، همه چیز با وجود باد دست یافتنی به نظر می رسید. زمانی که به فلات یخچالی رسیدیم ، دان به یخ های پوشیده شده روی سنگها خیره شد و نتیجه گرفت که این مسیر بیش از حد به مرزهای او نزدیک است تا آنرا بدون طناب صعود کند. در چنین لحظاتی حرف زیادی رد وبدل نمی شود”می بینمت”

در ابتدا تنها صعود کردن قدری سخت بود ، اما یخ سخت به من کمک کرد تا تمرکز کنم. من برنامه دقیقی نداشتم ، و فکر می کردم ممکن است قدری بیشتر هم هوایی کنم ، اما شرایط عالی مرا به بالا کشانید. چادر و اجاقی که من و دن در ارتفاع 6100 متری گذاشته بودیم را با خود برداشتم. اما طناب را گذاشتم و با خودم تنها یک طناب 6 میلی متری بردم. بالاتر در زمانی که داشتم عکس می گرفتم ناگهان باد وبوران برف باعث شد تا دو تبر یخم را محکم بگیرم که باعث شد دوربین و یکی از دستکشهای من بیفتد. از اینجا مجبور بودم با دستکش های سبکترم صعود کنم.

بالای 6800 متری در حال صعود درون یک ابر که رو به ضخیم شدن بود ، بودم. بالاتر از من تاج دیواره در یک نوار بزرگ سنگ قهوه ای و خاکستری پوشیده از برف و یخ قرار داشت. تصمیم گرفتم که چادر بزنم. دو خروجی ممکن وجود داشت: باد کمتر می شد و اجازه میداد که صعود کنم یا اینکه مجبور بودم به پایین بازگردم. از آنجا که جای خوبی برای بیواک پیدا نکردم قدری پایینتر رفتم. صد متر پایین تر ، یک شکاف یک محل مناسب برای بیواک را به من ارایه کرد. من الان درون کوه بودم ، محافظت شده و در برگرفته توسط یخ آبی و برف های سفید آن. آخرین پرتوهای نور ناپدید شدند و کوه کاملا خاکستری شد. همانطور که در روز قبل در بیس کمپ پیشرفته به نظر می رسید. شب به سرعت رسید. این شانس من بود. تنها راه برای رسیدن به قله صعود کردن در تاریکی بود.

یک خط نقره ای از یخ و برف پودری تقریبا بیشتر تاج دیواره را رد کرده بود. به نظر می رسید که بتوان در آنجا راهی یافت. و من تصمیم داشتم در تاریکی صعود کنم. زمانی که در زیر نور هد لمپ صعود می کنید، به طور طبیعی بر قسمتی که نور می تابد تمرکز خواهید کرد. هرچیز دیگری هم بی اهمیت خواهد شد. فقط حرکت بعدی است که قطعی خواهد بود.

من احساس می کردم که داشتم در یک حباب نورانی حرکت می کردم. باقی دنیا که جدا از این نور بود به شکلی ناپدید شده بود. رگه های در هم پیچیده برف و یخ محل خوبی برای صعود انفرادی ایجاد کرده بودند. با اینکه سرما خسته کننده بود ، یک حس خوشحالی در من ایجاد شده بود. شرایط مسیر مرا به یاد رخ شمالی آیگر در شرایط زمستان می انداخت. سخت اما نه آنقدر سخت که کمند خود را در کوه بیاندازم.


آخرین مطالب


مسابقه با باد

بسیار سخت است که بگویم چند طول صعود کردم ، اما حس می کردم که به نسبت به سرعت خودم را به بالای تاج دیواره رسانده بودم. این اولین بار بود که من حواسم به موقعیتم و معنای آن جلب شد. باقی مسیر مسابقه ای بین من و باد بود. من باید قبل از در گرفتن تند بادها به قله میرسیدم یا اینکه مجبور میشدم بازگردم. گام به گام ، ریتمم را باز می یافتم و صداهای درون سرم آرام تر می شد. حالا باید قدری مبارزه کنی.

زمانی که روی مسیر قله ایستاده بودم، به سختی می توانستم منطقه پشت سرم را باور کنم. به طور هم زمان احساس می کردم که منطقم را هنوز دارم. در مغز من هیچ جایی برای چیزی جز نور هدلامپم وجود نداشت ، مسیریابی و آسمان شب با ستارگانی درخشان. من ارتفاع سنج خودم را چک کردم و تاج مسیر را به سمت بالاترین نقطه ادامه دادم. حالا ، بالا ، حالا پایین. من با انرژی به هیجان آمده بودم : باید به سرعت هر چه بیشتر باز می گشتم قبل از اینکه باد بیشتر شود و یا اینکه طلوع خورشید برف را که شرایط خوبی داشت شل کند. فلات یخچالی در پایین کوه قله واقعی من بود. در چند قسمت کوتاه توقف کردم تا فرود بروم. سرما دستهای مرا بی حس کرده بود و آنها را گرم نگه می داشتم. مسیر من به طور بی پایانی در تاریکی فرو میرفت.

annapurna routeline

حدود ساعت 4 صبح . بدون اینک کرامپونهایم را درآورم درون چادر خزیدم. به اندازه درست شدن آب جوش استراحت کردم. عضله ساقم مثل سنگ سفت شده بود. درشرق این خورشید بود که آرام آرام سفره خود را پهن می کرد. اما من به رنگها توجه نداشتم و فقط سفیدی یخچال بود که به چشمم می آمد. به پایین رفتن ادامه دادم و یخچال را تراورس کردم. زمانی که تنجی ، دان و دان پاتیتوکی رسیدند اولین جمله ام این بود” ما میتوانیم به خانه بازگردیم” تنجی به من قدری سودا ، نان و یک سیب داد. به سختی می توانستم چیزی بیان کنم. این پایان بود . حسی مانند رستگاری ، در آخر!

خلاصه

مسیر جدید در آناپورنا(8091 متر) ، صعود انفرادی توسط اولی اشتک ، 8-9 اکتبر 2013. کوهنورد سوییسی مسیری را که توسط پیر بگین و ژان کریستوف لافایل (1992 ، تا 7400 متری) ادامه داد. او در ساعت 1 صبح پس از یک توقف کوتاه در 6800 متری به قله رسید. او بیشتر مسیر را پایین آمده و تنها از 8 فرود در مسیر استفاده کرده بود. نهایتا کل برنامه 28 ساعت به طول انجامید.

دکتر مهدی جباریان / باشگاه ورزشی موج

چقدر این پست مفید بود؟

ستاره چپ بیشترین امتیاز

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

مهدی جباریان

*مهدی جباریان : شروع فعالیت کوهنوردی 1376 برخی صعودهای شاخص: • گشایش مسیر در دیواره پاتخت ، زمستانی ، سبک آلپی • رکورد صعود چهارجبهه دماوند در 25 ساعت و سی دقیقه:شروع از گوسفندسرا، مسیرهای جنوبی، غربی، شمالی، شمال شرقی، پایان در گوسفندسرا • صعود سه جبهه دماوند در 21 ساعت: شروع از گوسفندسرا، مسیرهای جنوبی، شمالی و شمال شرقی • رکورد صعود آزاد انفرادی دهلیز مرکزی یخار از معدن تا انتهای یخچال در 12 ساعت • صعود زمستانی دماوند 10 مرتبه: گرده شرقی(تیغه های یخار)، جنوبی، شمالی، یکروزه... • صعود دماوند مجموعا 104 مرتبه در فصول مختلف یالهای گوناگون. • صعود زمستانی گرده شرقی سرکچال به خلنو • صعود زمستانی قلل شاخک و علم کوه از مسیر سیاسنگا • رکورد صعود سرعتی آزاد انفرادی گرده آلمانها از ونداربن تا تنگ گلو در 7 ساعت و سی و سه دقیقه • تلاش برای صعود زمستانی آلپی ترکیبی دیواره علم کوه مسیر هاری رست، صعود برتر سال 96 • صعود به گرده آلمانها چهارده مرتبه در فصل بهار و تابستان و پاییز – صعود یکروزه گرده آلمانها • صعود یکروزه دیواره علم کوه، مسیر هاری رست از ونداربن به ونداربن بدون بارگذاری 21:33 ساعت • صعود دو مسیر هاری رست و فرانسوی های دیواره علم کوه در یک روز • رکورد عبور از البرز، شروع دربند توچال تا آزادکوه کلاک ، 102 کیلومتر، 9000 متر صعود در 46 ساعت رکورد صعود سرعتی زمستانی گرده آلمانها از ونداربن به ونداربن در 67 ساعت • رکورد صعود سرعتی خط الراس دوبرار در 17 ساعت و نه دقیقه • صعود سرعتی از پل خواب توچال کلک چال جمشیدیه در 15 ساعت و 20 دقیقه • صعود یکروزه از دربند توچال تا سرکچال سپیدستان در 23 ساعت و 50 دقیقه ، 65 کیلومتر، • صعود قله خان تنگری 7010 متر • تلاش برای صعود قله ماناسلو 8163 متر • صعود یخچالهای شمالی سبلان، کسری، یخار • صعود و تمرین سنگنوردی در دیواره های شروین، پلخواب، بیستون.... • گشایش مسیر در دیواره های کاسونک، شروین، اوسون ترکیبی ... • مربی کوهپیمایی درجه سه سایر: کمربند مشکی جودو دان یک کارشناس مهندسی معماری، دکتری مدیریت بازرگانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مقالات

مقالات پیشین

سبد خرید
راهنمای خرید و ارسال
فروشگاه
وبلاگ
حساب من
0 مقايسه
0 مورد سبد خرید