اراده ، اولین صعود کامل مسیر مازنو در نانگاپاربات – قسمت اول

اولین صعود مسیر مازنو در نانگاپاربات نوشته : سندی آلن ، سال 2012

ما در حال خالی شدن هستیم. ساعت 6:12 بعد از ظهر است ، زمانی دیر برای رسیدن به قله نانگاپاربات برای آلن و من ، اما مسیر همین بود. ما تقریبا دو هفته پیش به همراه چهار کوهنورد دیگر با هدف تراورس کامل مسیر مازنو بیس کمپ را ترک کردیم. بقیه تیم ما را در انتهای یال و ابتدای مسیر قله ترک کردند و از مسیر شل به پایین برگشتند. من و ریک تصمیم گرفتیم که ادامه دهیم.

حالا از ساعت 2 بعد از ظهر است که بالاتر از 8000 متری قرار داریم و یک به یک قله های کوچک و فرعی مسیر را رد می شویم. مه در بعد از ظهر از بین رفته بود و ما دوباره داشتیم بالا میرفتیم. یک قطعه کوچک آلومینیوم ، یک میخ و یک تکه سیم علامت قله بودند.

من قبلا یکبار به همراه ریک در جولای 2009 در قله نانگاپاربات بودم. در آن زمان ما رخ دیامیر را از طریق مسیر کینشفر صعود کردیم. ما همه چیز را چک کرده بودیم چون می دانستیم که در صعود مازنو یک فرود سریع حیاتی خواهد بود. ریک و من سالها پیش به همراه داگ اسکات و سایر دوستان تلاشی در مازنو داشتیم. به طور عجیبی این مسیر همچنان ما را صدا می کرد.

مازنو

مسیر مازنو رخ دیامیر را از جبهه روپال در نانگاپاربات جدا می کند. این مسیر بین 10 تا 13 کیلومتر طول دارد که وابسته به این است که شما از کجا شروع کنید. من به شما اطمینان می دهم که با وجود 4 قله اصلی بالای 7000 متر و سپس مسیر طولانی بین مازنو و نانگاپاربات یالی طولانی می باشد. در سال 2004 داگ چابوت و استیو سوینسون اولین تراورس خط الراس را انجام دادند که شش روز به طول انجامید. آنها از صعود قله به دلیل خستگی صرف نظر کرده و از مسیر شل به پایین بازگشتند و درجه سختی VI M4 AI3 به خط الراس دادند. یک تیم دو نفره آلمانی هم در سال 2008 از تراورس عبور کردند ، اما گزارش کمی در رابطه با تلاش آنها وجود دارد.

مازنو
یال یا خط الراس مازنو

من می دانستم که نباید آسان باشد. بسیاری از کوهنوردان از جمله خود من روی این مسیر تلاش کرده بودند که این تلاشها از سال 79 شروع شده بود. دوست من ویتک کورتیکا و ارهارد لورتان پس از آن تلاش کرده بودند. حالا خط الراس صعود شده بود و برای ما تکرار آن معنا نداشت. ما می خواستیم کل خط الراس مازنو به نانگاپاربات را صعود کنیم..

تیم صعود

در طول صعودهای متناوب به نپال من با شرپاهای قدرتمندی صعود کرده بودم و به مدت طولانی درباره این مسیر با آنها صحبت می کردم. لاکپا زاروک یکی از بهترین شرپاها بود که تکنیک یخ خیلی خوبی هم داشت. و من از او خواستم که به تیم ما ملحق شود. از طرف دیگر مثل اکثر برنامه ها این برنامه هم کمبود بودجه داشت ، پس از کثی اوداود خواستم به همراه ما بیاید. او بسیاری از حمایت های مالی را فراهم می کرد. و مسئول وب سایت ، شبکه و .. بود. چیزهایی که من و ریک از آنها وحشت داشتیم و همیشه سعی می کردیم ازآنها فرار کنیم.

کثی اعتماد به نفس کافی درباره صعود کل مسیر نداشت ، بنابراین ما تصمیم گرفتیم که یک شرپای دیگر هم به کار بگیریم که همراه وی باشد ، در حالی که انتظار میرفت به زودی بازگردد ادامه داد . او از انتظارات درباره خودش فراتر رفت حتی با اینکه متعاقبا به همراه سه شرپای دیگر از گردنه بین مازنو و نانگاپاربات بازگشت.

پس بنابراین ما شش نفر بودیم: ریک ، کثی ، لاکپازاروک ، لاکپا نارو ، کالپا رانگدو و من به عنوان سرپرست. با اینکه دوستان زیادی در آلپ داشتم اما به این خاطر که تجربه ای با آنان در کوههای بلند نداشتم ترجیح دادم که در این مسیر با شرپاها همراه شوم.


آخرین مطالب


هم هوایی

ما یک شب را در 6400 متری در فاز هم هوایی گذراندیم. قصد ما این بود که در 2 جولای حرکت خودمان را شروع کنیم. هواشناسی به ما اعلام کرده بود که ما یک هفته در شرایط طوفانی خواهیم بود. اما می دانستیم که پنجره هوایی کافی برای اجرای برنامه با این مدت زمان نخواهیم داشت. کوله بار ما سنگین بود : هشت روز مواد غذایی که می توانست تا ده روز هم استفاده شود.

مرتبط : هم هوایی در کوهنوردی ، نکات هم هوایی ، کلنگ طلایی

شروع

دو روز بعد در صبح 4 جولای ، ما نهایتا بر روی مسیر بودیم و می توانستیم هر دو چهره زیبا نانگاپاربات را ببینیم. از اینجا چادرهای تیم های مسیر کینشوفر معلوم بودند.

هوا روی خط الراس سردبود. به طوری که شرپاها و ریک در تمام مسیر داون سوتشان را پوشیده بودند. ما از هر تیم دیگری که تا حالا مسیر را طی کرده بود قدرت بیشتری همراهمان بود اما با این وجود هم کند بودیم.

در روز چهارم در حالی که لاکپا نرو جلو میرفت و در حال تراورس یک سنگ بزرگ و صعود از پشت آن بود حدود 40 متر روی برف شکری سرخورد که زاروک توانست او را با طناب جمع کند. در اینجا خواستیم مسیر را دور بزنیم و از طرف دیگر برویم که یک سری ابزار قدیمی پیدا کردیم. پس از این قسمت یک شب سخت را به صورت تکه پاره در بین سنگ و برف گذراندیم.

پس از صعود یک تکه پر شیب و بازگشت به مسیر تقریبا هرجایی که در مسیر امکان داشت شب مانی کردیم. برای فردا ، پیش بینی هوای خراب اعلام شده بود اما ما سیگنال ماهواره نداشتیم تا به روز شویم. تصمیم گرفتیم که منتظر شویم تا طوفان رد شود هرچند طوفان با شدتی که ما انتظار داشتیم نبود . البته باد زیاد بود.

در روز هفتم ، مجددا شروع به حرکت کردیم. تلاشی که بسیار سخت بود. قله پس از قله ، قسمت های صعب العبور پشت سر یکدیگر. فشار بسیار زیاد شده بود. ما نقطه بی بازگشت را رد کرده بودیم. بهترین کار این بود که به پایان مازنو برسیم.

قله مازنو

در روز هشتم ، از قله مازنو (7120 متر) رد شدیم ، جایی که بلندترین نقطه تراورس بود و مسیر از اینجا پهن می شد. حالا ما در اول برجهای سنگی بودیم ، آخرین چالش بین ما و قله اصلی. از گزارش چابوت و سوینسون ، ما می دانستیم که این مانع کراکس مسیر است. این قسمت از آنها 13 ساعت زمان گرفته بود. این قسمت به نظر سر راست می رسید ، من می توانستم حس کنم که کثی و دوستان شرپا پس از این قسمت در روز قله همراه ما نباشند.

در روز بعد ، ده جولای ، ساعت ها پشت هم می گذشتند و انگار برجهای سنگی بی پایان بودند. بعضی قسمتها هم به شدت باریک می شدند. پس از 11 ساعت صعود به گردنه آخر مازنو به ارتفاع 6850 متری رسیدیم. تنها دو تیم تا اینجای کار را آمده بودند.

با اینکه خسته بودیم ، اما خوشحال از دستاوردمان قبل از صعود به قسمت نهاییی خوابیدیم. ما می دانستیم که هوا در روزهای آتی با باد همراه خواهد بود ، اما مواد غذایی در حال ته کشیدن بودند و تنها فرصت یک تلاش خوب داشتیم.

مازنو - کوهنوردی
آخرین برج سنگی قبل از رسیدن به گردنه

باشگاه ورزشی موج / دکتر مهدی جباریان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
فروشگاه
لیست علاقه مندی ها
0 مورد سبد خرید
حساب من