لوناگ ری ، اولین صعود توسط دیوید لاما

صعود انفرادی لوناگ ری توسط دیوید لاما در سال 2018

“این مربوط به ریه و قلب هست” کنراد انکر در حالی که نفس نفس می زد گفت. او در حال درد کشیدن در ناحیه سینه بود. دمای هوای -20 درجه هم می توانست تاثیر منفی داشته باشد. الان نوامبر 2016 بود و ما در حدود 450 متر در دومین تلاشمان در لوناگ ری صعود کرده بودیم. قله ای صعود نشده در مرز تبت و نپال و در جنوب غربی چوآیو. مسیری که ما انتخاب کرده بودیم دشوار بود. کنراد در طول صبحت ها گزینه جایگزینش را بیان کرده بود که به نظر ایمن تر اما سختتر از خط یخچالی در راست ما بود. ما یک روز خوب نداشتیم و او از من خواست که سرطناب بروم. با بالاتر رفتن شرایط هم بدتر شد و در یک نقطه اخطار را به ما داد. اما او نمی خواست که تسلیم شود. الان زمان تصمیم گیری بود-حتی اگر لازم باشد برخلاف آرزوها. به نظر دراین برنامه ما به قله نخواهیم رسید.

“ما باید برگردیم” من به کنراد گفتم . او از من خواست تا قدری صبر کنم تا شاید شرایط بهتر شود. “شاید بتوانیم که قسمت را برای زدن چادر صاف کنیم.”من به او گفتم که 5 دقیقه وقت داری و حتی سه دقیقه بیشتر هم وقت ندادم و شروع به زدن کارگاه فرود کردم. زمانی که کارگاه آماده شد کنراد هم تسلیم شد. من تلاش کردم او را متقاعد کنم که با هلی کوپتر تماس بگیرد تا با رسیدن ما هر چه زودتر منتقل شود ، اما کنراد قبول نکرد. در نهایت ما روبه پایین شدیم. شیب ، و سختی مسیر حالا مزیت ما بود ، و بدون دردسر فرود آمدیم.

در بیس کمپ پیشرفته کنراد باز هم نمی خواست هلی کوپتر بگیرد. اینجا خطی است که باید بین احترام گذاشتن به یک دوست و تلاش برای نجات جان او انتخاب کرد. من تصمیم گرفتم و با شرکت در کاتماندو تماس برقرار کردم. آنها فورا یک هلی کوپتر برای انتقال هماهنگ کردند. ما تا آمدن هلی کوپتر زیاد صحبت نکردیم اما من هذیان گفتن کنراد را به خوبی به یاد دارم.

نهایتا هلی کوپتر از دور نزدیک شد و آنها به سرعت کنراد را با خود بردند. به زودی ما اخبار را از کاتماندو دریافت کردیم: کنراد یک حمله قلبی را رد کرده بود. به شکرانه توان و آمادگی او ، در حال خوب شدن پس از یک عمل جراحی فوری بود. او در شرایط خوب و مکان خوبی بود. اگرچه به لوناگ ری باز نگشت. این صعود تمام شده بود اما پس از آن چه باید کرد. در بیس کمپ نشسته بودم، شهامت زنگ زدن به کسی هم نداشتم. قصد کرده بودم که انفرادی تلاش کنم. شانس کمتر و ریسک زیاد تر.

مرتبط : صعود انفرادی در سنگنوردی ، دیوید لاما ، کنراد انکر ، گانخار پوئنسوم

2015 – اولین تلاش ما روی لوناگ ری

کنراد و من در سال 2015 روی لوناگ ری تلاش کرده بودیم و به سیصد متری زیر قله رسیدیم، که شروع به صعود ستون تقریبا عمودی روی دیواره پایینی کردیم. هوا به شدت سرد بود. با اینکه ما با دقت بسیاری کوله جمع کرده بودیم اما همه تجهیزات را همراه داشتیم، من مجبور شدم کوله ام را در آورم تا طول اول را پرشیب و یخی بود صعود کنم. هر طول از ما زمان زیادی می گرفت.

موج کوه - کوهنوردی
تصویری از تلاش 2015

ما به گردنه رسیدیم و به راست منحرف شدیم تا در راستای لبه چاقویی مسیر شمال غربی قرار بگیریم. لبه ای مشرف به مرز تبت و نپال . در چندین قسمت ، برف ناپایدار بود و تنها تحمل وزن یکی از ما را روی لبه داشت. برخی اوقات حدود بیست متری تراورس به سمت پایین می کردیم تا برفی پیدا کنیم که به اندازه کافی برای عبور صلب باشد. زمانی که چادر شب مانی را برپا کردیم قله هنوز بسیار از ما دور بود و به احتمال زیاد بیش از یکروز دیگر راه داشتیم. ما مسیر را دست کم گرفته بودیم.

موج کوه کوهنوردی

در زیر یک سنگ کوتاه ، یک شکاف کوچک یافتیم و آنرا قدری کندیم تا متناسب چادر ما شود. مقداری آب و غذا درست کردیم و صبح چادر را برای تلاش قله ترک کردیم . بدون چادر و کیسه خواب. مسیر همچنان سخت بود و اگرجه ما شانس رسیدن به قله را داشتیم، اما اینجا بحث هزینه مطرح می شد: با مجبور خواهیم شد که در بازگشت بیواک کنیم. بدون تجهیزات شبمانی. -20 تا -30 درجه بعلاوه باد، از دست دادن انگشتان ، یا شاید بدتر از آن. ..دوست من پیتر ارتنر که در سره توره و ماشربروم همطنابم بود ، چندین انگشت پایش را در آلاسکا از دست داد..ما بازگشتیم و تصمیم گرفتیم سال دیگر تلاش کنیم. در واقع در سال 2016 شرایط خیلی بهتر بود و ما یک زمان عالی داشتیم. سپس حمله قلبی به سراغ کنراد انکر آمد.

و اینجا بود که من می دانستم که شانس در تلاش انفرادی بیشتر نخواهد بود ، اما غیر ممکن هم نبود. مجبور بودم که برنامه را تعدیل کنم چرا که سولو بودم. مسیر اصلی ما زیادی سخت بود که بتوان بدون حمایت آنرا صعود کرد، و خود حمایتی در تمام طولها بسیار طولانی خواهد بود. بنابراین من قسمت یخی در راست ستون را انتخاب کردم ، با یک شروع زودهنگام در صبح و رسیدن با بالای مسیر قبل از طلوع آفتاب می شد از ریزش سنگ و یخ در امان بود. پس از حوزه یخی ، برنامه ام این بود که به سمت چپ بپیچم تا به مسیر اصلی خودمان برگردم. من دو شب مانی در مسیر پیش بینی کرده بودم و امید داشتم که در برگشت هم به شبمانی نیاز پیدا نکنم.

تلاش برای صعود انفرادی

شرایط روی حوزه یخی خوب بود ، اما در مسیر سنگنوردی صعود بدون طناب خیلی سخت بود، آنهم در حالی که باید کوله را هم حمل می کردی. سرطناب رفتن ، حمایت خود ، فرود و صعود مجدد با کوله نیروی زیادی می گرفت. سرما قدری حساسیت من را هم تحریک کرده بود. یک سرفه دردآور هم نتیجه آن بود. من یک تا نزدیکی جایی که در سال قبل رسیده بودیم صعود کردم و سپس چادر را در یک بالکونی یخی در راست مسیر برپا نمودم. آن شب به شروع به آماده سازی روانی خودم برای امور فردا و فرود سلامت کردم. قله بسیار دور از دست رس بود. برنامه را به پایان رساندم.

در بازگشت به اتریش ، با کنراد در تماس بودم که در خانه اش در مونتانا در حال استراحت بود. زمانی که در حال ترک بیس کمپ لوناگ ری با هلی کوپتر بود گفت : خداحافظ اوج آلپینیسم. برای او کافی بود. این یک تصمیم با ارزش بود. در عین حال احساس عجیبی داشت: کنراد همیشه آنجا خواهد بود ، مانند کوهها. او اولین صعودهایش را سالها قبل از به دنیا آمدن من انجام داده بود. زمانی که او رخ غربی لاتوک دو را به همراه برادران هوبر و تنی گاتچ در 1997 صعود کرده بود ، من مشغول یادگرفتم جمع و تفریق در کلاس دوم بودم. او مسیرهای زیادی در دنیا باز کرده بود ، تنها کاری که من کرده بودم مربوط به توره ایگر می شد.

جیمی چین دوست نزدیک کنراد انکر پس از یک جشنواره فیلم در اسپانیا در 2014 با ما در تماس بود. پس از به پایان رساندن دو پروژه کوچکتر با هم ، ما چشم به لوناگ ری دوختیم. کنراد پس از حمله قبلی بهبود یافته بود و دو مسیر خوب هم در دولومیتها صعود کرده بود. البته او تصمیم خودش را در مورد صعودهای بلند گرفته بود. چند کوهنورد خوب هم پیشنهاد دادند که همراهم شوند. اما من قبول نکردم. این یک حس بود که می خواستم تنها بروم.

سومین بار در لوناگ ری

” سومین بار جذاب خواهد بود.” کنراد به من در دولومیتها گفته بود. اما هوا روی خوش به من نشان نمیداد. چارلی گابل در اینسبورک ، یک هواشناس کوهستان مشهور به من گفته بود که پنجره های هوایی به اندازه کافی طولانی نیستند و شدت باد زیاد است. سپس یک پنجره هوایی باز شد.

شروع

درست در نیمه شب 23 اکتبر ، من شروع به حرکت کردم. باد وزیدن گرفته بود اما در این قسمت ها تقریبا در امان بودم. در ساعت 8 صبح ، چادرم را روی یک جای تخت علم کردم تا استراحت کنم. درون چادر سرمای هوا کمتر آزار میداد. یخ بین دو جورابم درون چادر شروع به ذوب شدن کرده بود. با خوردن آب گرم راههای تنفسیم بازشدند. من تمام روز و شب بعد آنرا استراحت کردم. اگر من آنروز ادامه میدادم تابلرون ، یک برج سنگی برجسته درمسیر را رد می کردم ، اما نمی توانستم قله را صعود کنم. و گزینه های بیواک بالاتر هم خوب نبودند. و در نهایت برای 24 ساعت قبل از شروع دوباره اینجا استراحت کردم.

مرتبط : آشپزی آلپی ، سبک سبکبار

لوناگ ری دیوید لاما
اولین صعود به لوناگ ری

در صبح 24 اکتبر ، شروع به صعود در مسیر کردم ، که با گذشتن از چندین طول سخت و جذاب همراه بود. نشستن نیش کرامپون روی سنگ گرانیت ، پیدا کردن یک گیره و .. من انرژیم را با حمایت گرفتن تنها در سخت ترین قسمت ها حفظ کردم. تقریبا 200 متر زیر قله مجددا متوقف شدم و روی یک نقاب چادر زدم.

لوناگ ری - دیوید لاما

روز سوم می توانست بهتر شروع شود. هنوز از کیسه خواب درنیامده صبحانه ام را خورده بودم. حتی قبل از اولین طول هم پایم کاملا بی حس شده بود. من بیشتر به روش خود حمایت صعود می کردم ، نه تنها به دلیل پرشیب بودن دیواره ، بلکه به این خاطر که می توانستم روی هارنس بنشینم و استراحت کنم. که باعث می شد خون قدری به پاهایم بازگردد. گاها نگاهم به قله می افتاد و افکار من تغییر می کرد ، آرام اما مطمئن به جلو حرکت می کردم. دندان سنگی که من و کنراد تصور می کردیم قله است…من در ساعت 10 صبح به قله رسیدم. چقدر دوست داشتم این لحظه را با کنراد سهیم شوم.

کمتر از دو هفته پس از صعود به لوناگ ری دوستانم و من به قله چولاتسه صعود کردیم. حتی با اینکه این دو صعود متفاوت بودند اما جذابیت خاص خود را داشتند.

لوناگ ری - دیوید لاما

خلاصه :

اولین صعود لوناگ ری ، از طریق رخ جنوب غربی و مسیر شمال غربی ( 1500 متر ارتفاع عمودی) 23 تا 25 اکتبر 2018. لوناگ ری 6950 متر.

لوناگ ری - دیوید لاما

دکتر مهدی جباریان / باشگاه ورزشی موج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فروشگاه