راز ساعت سر ادموند هیلاری؛ رولکس یا اسمیتس؟
وقتی نام سر ادموند هیلاری و تنزینگ نورگی به میان میآید، ناخودآگاه ذهن همه ما به یکی از بزرگترین دستاوردهای بشری پرتاب میشود: اولین صعود اورست قله اورست در سال ۱۹۵۳. این صعود نهتنها در تاریخ کوهنوردی بلکه در فرهنگ عامه جهان هم جایگاهی بیبدیل دارد. درست در روزهایی که ملکه الیزابت دوم تاجگذاری میکرد، خبر رسید که یک تیم بریتانیایی به رهبری جان هانت توانسته است به بام جهان برسد. اتفاقی که بهخوبی با روحیه افتخار ملی بریتانیا گره خورد و موجی از هیجان در سراسر دنیا بهپا کرد.
اما در کنار ماجرای صعود، یک موضوع جذاب دیگر هم هست که سالها بعد هنوز درباره آن صحبت میشود: ساعتهایی که همراه کوهنوردان بودند. در حالیکه بسیاری تصور میکنند رولکس در همان روز تاریخی بر مچ هیلاری بسته شده بود، حقیقت کمی پیچیدهتر است.
فهرست مطالب
Toggleاسمیتس یا رولکس؛ کدام ساعت روی قله بود؟
شرکت بریتانیایی Smiths تأمینکننده رسمی ساعت برای تیم ۱۹۵۳ بود. آنها ۱۵ دستگاه از مدل Smiths De Luxe را در اختیار کوهنوردان گذاشتند؛ ساعتهایی ساده، مقاوم و با عقربه ثانیه کوچک. این ساعتها در شرایط سخت ارتفاع بالا و سرمای شدید امتحان خود را پس دادند. بنابراین احتمال قریب به یقین این است که در روز تاریخی ۲۹ می ۱۹۵۳، وقتی هیلاری و نورگی روی قله ایستادند، ساعتی که زمان را ثبت میکرد یک Smiths بود نه رولکس.
با این حال، رولکس از سالها قبل حضور پررنگی در ماجراهای هیمالیا داشت. از دهه ۳۰ میلادی، این برند ساعتهای Oyster Perpetual خود را برای کوهنوردان و ماجراجویان میفرستاد تا هم در شرایط واقعی آزمایش شوند و هم در ذهن مردم بهعنوان ساعتهای مقاوم و ماجراجو شناخته شوند. رولکس هوشمندانه میدانست که موفقیت یک صعود بزرگ میتواند به یک پیروزی تبلیغاتی عظیم تبدیل شود.
دستهبندیهای محبوب موجکوه
صعودی که دنیا را تکان داد
اکسپدیشن بریتانیا در سال ۱۹۵۳، با استانداردهای امروز یک لشکر تمامعیار بود: ۳۵۰ باربر، ۲۰ شرپا و دهها تُن تجهیزات برای پشتیبانی تنها ده کوهنورد. برنامه تیم بر این اساس بود که چند جفت از اعضا شانس صعود داشته باشند. انتخاب نهایی معمولاً در طول مسیر و بر اساس عملکرد مشخص میشد.
در نهایت نوبت به هیلاری و نورگی رسید. آنها مسیر تیم سوئیسی سال قبل را دنبال کردند و در ۲۱ می به کل جنوبی رسیدند؛ جایی که فاصله زیادی تا شروع برفهای موسمی نداشت. فشار زمان، خستگی و سرمای شدید همه دستبهدست هم داده بودند. اما روز ۲۹ می، تاریخ تغییر کرد. هیلاری و نورگی به قله رسیدند و یکی از بزرگترین ماجراجوییهای بشر به ثمر نشست.
جمله مشهور هیلاری به هنگام بازگشت به کمپ هم هنوز در تاریخ زنده است:
«خب جورج، قلدره رو زدیم پایین!»
هدیه رولکس پس از صعود
اگرچه شواهد نشان میدهد که روی قله اورست یک Smiths De Luxe بر دست هیلاری بوده، اما ماجرای رولکس تازه بعد از صعود آغاز میشود. وقتی تیم به هند بازگشت، نمایندگی رولکس در کلکته (Bosecks) تصمیم گرفت برای بزرگداشت این موفقیت تاریخی، ساعتهایی را به اعضای تیم هدیه دهد.
ساعتی که به هیلاری رسید، یک Oyster Perpetual بود. همان ساعتی که امروز در موزه اوکلند نیوزیلند نگهداری میشود و به یک نماد تاریخی تبدیل شده است.
ظاهر یک ساعت ماجراجو
این رولکس، برخلاف تصور بسیاری که فکر میکنند بهعنوان یک یادگاری در ویترین نگهداری میشد، کاملاً استفاده شده است. صفحه کرمرنگ آن نشانههای نفوذ آب را دارد، بند پارچهای تکلایهاش کاملاً فرسوده است، شیشهاش ترک خورده و تاج خاص رولکس (Super Crown) روی آن دیده میشود. این تاج فقط سه سال تولید شد و به جای پیچشدن، با چند واشر آببندی میشد.
همه این نشانهها میگویند که هیلاری واقعاً از این ساعت استفاده کرده و آن را صرفاً بهعنوان یک یادگاری رسمی در جعبه نگه نداشته است. همین موضوع، ارزش تاریخی ساعت را دوچندان میکند.
🎒 همهچیز برای صعودهای ایمن
اگر شما هم مثل سر ادموند هیلاری رویای فتح قلهها را در سر دارید، حتماً به تجهیزات حرفهای نیاز دارید. از کوله و کفش گرفته تا باتوم و لباس کوهنوردی، همه را در یک جا پیدا کنید.
مشاهده تجهیزات کوهنوردیچرا این ساعت مهم است؟
دهه ۵۰ میلادی دورانی بود که ساعتهای کوچک اما مقاوم، ابزار اصلی ماجراجویان بودند. امروز وقتی به یک ساعت ۳۴ میلیمتری نگاه میکنیم، شاید آن را یک «دستبند ظریف» بدانیم. اما در آن دوران، همین اندازه برای مقابله با سرمای هیمالیا و شرایط سخت کفایت میکرد.
نمونههای مشابهی هم وجود دارد:
- شرکت Nivada Grenchen ساعتهایی ۳۵ میلیمتری را برای پروژه تحقیقاتی نیروی دریایی آمریکا در قطب جنوب (Operation Deep Freeze) فرستاد.
- برند Tudor مدل Oyster Prince خود را برای یک اکسپدیشن در گرینلند تأمین کرد.
این مثالها نشان میدهند که فلسفه ساعتهای ماجراجویی آن زمان، سادگی، مقاومت و اعتمادپذیری بود، نه اندازه بزرگ و طراحی پرزرقوبرق.
بازاریابی هوشمندانه رولکس
شاید مهمترین نکته در ماجرای رولکس و اورست این باشد که رولکس لزوماً ساعت قله نبود، اما توانست داستان قله را به نام خودش تمام کند. مدیران رولکس خیلی زود فهمیدند که موفقیت صعود ۱۹۵۳، فرصتی طلایی برای تثبیت جایگاه برند در ذهن مردم است.
از آن پس، رولکس در تبلیغات خود بهطور ماهرانهای از واژههایی استفاده کرد که حضور ساعتهایش در این صعود را پررنگ جلوه میداد، بیآنکه هرگز بهطور مستقیم ادعا کند ساعتشان بر دست هیلاری یا نورگی روی قله بوده است. این همان هنر بازاریابی است: ساختن یک تصویر ذهنی جاودانه.
جزئیاتی که ساعت را خاص میکند
رولکس هدیه دادهشده به هیلاری، به چند دلیل خاص و ارزشمند است:
- سایز ۳۴ میلیمتر: امروز خیلیها ساعتهای کوچک را «زنانه» یا «مجلسي» میدانند، اما این ساعت ثابت میکند که همین اندازه برای یک صعود تاریخی کافی بوده است.
- صفحه کرمرنگ فرسوده: نشانههایی از نفوذ آب دارد و همین باعث میشود ساعت بهجای یک شیء تزیینی، بخشی از زندگی واقعی هیلاری باشد.
- تاج Super Crown: یکی از نادرترین تاجهای تولیدی رولکس که تنها سه سال ساخته شد.
- شیشه ترکخورده و بند مستعمل: جزئیاتی که گواه ماجراجوییهای واقعی هستند، نه vitrines موزهای.
امروز این ساعت در موزه اوکلند نیوزیلند نگهداری میشود و خانواده هیلاری آن را در اختیار موزه قرار دادهاند.
پیام تاریخی این ساعت
این ساعت یک پیام روشن برای ما دارد: اندازه، همهچیز نیست. در دنیای امروز، بسیاری از ما ساعتهای بزرگ و پرجزئیات را «ابزارمحور» میدانیم. اما پنجاه سال پیش، ساعتهای کوچکتر بهراحتی از پس سختترین شرایط دنیا برمیآمدند.
واقعیت این است که کوهنوردان دهه ۵۰ میلادی با ابزارهایی به مراتب سادهتر از امروز، کارهایی انجام دادند که هنوز الهامبخش است. از کفشهای چرمی گرفته تا کولههای ابتدایی و همین ساعتهای کوچک، همه نشان میدهند که مهمتر از ظاهر تجهیزات، روحیه ماجراجویی بوده است.
پیوند با امروز؛ بازگشت به کلاسیکها
در سالهای اخیر برندها دوباره به سمت سایزهای کلاسیک بازگشتهاند. بهعنوان مثال، تودور Black Bay 54 با قطر ۳۷ میلیمتر نشانهای از همین تغییر نگاه است. این روند نشان میدهد که علاقهمندان ساعت دوباره به ارزشهای ساده و اصیل گذشته پی میبرند.
ساعت هیلاری در واقع نمادی از همان چیزی است که امروز دوباره در حال محبوب شدن است: یک ابزار ساده، مقاوم و بیادعا.
جمعبندی؛ چرا این ساعت مهم است؟
وقتی به ساعت رولکس سر ادموند هیلاری نگاه میکنیم، فقط یک شیء مکانیکی نمیبینیم. ما به قطعهای از تاریخ خیره شدهایم. ساعتی که یادآور دوران طلایی کاوشهاست، وقتی انسانها با کمترین امکانات به سراغ بلندترین رؤیاهایشان میرفتند.
این ساعت نهتنها روایتگر یک ماجراجویی شخصی، بلکه نماینده عصری است که در آن اعتماد به ابزارهای ساده، راهگشای دستاوردهای بزرگ بود. امروز اگر به موزه اوکلند بروید و پشت شیشه به آن نگاه کنید، میتوانید تصور کنید که همین عقربهها، زمانی در نزدیکی آسمان، ثانیههای فتح اورست را میشمردند.
چقدر این پست مفید بود؟
ستاره چپ بیشترین امتیاز
میانگین امتیاز 4.3 / 5. تعداد آرا: 3
تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.