در سال ۲۰۲۵ برای نخستینبار در تاریخ، نام کوهنوردانی از چین و نپال در فهرست نامزدهای معتبرترین جایزه دنیای صعودهای کوهستانی، یعنی Piolet d’Or (تبر طلایی) قرار گرفت. این اتفاق نشانهای روشن از بلوغ نسل تازهای از کوهنوردان آسیایی است که به جای حضور در کوههای مشهور هیمالیا با حمایت تیمهای غربی، حالا خودشان در سرزمینهای بکرشان مسیرهای نو و جسورانه میگشایند.
در میان این نامزدها، صعود درخشان دو کوهنورد چینی به نامهای ژو سونگ (Zhou Song) و ژانگ چینگوی (Zhang Qingwei) بر دیواره شمالی کوه سیگونیانگ (Mt. Siguniang) در استان سیچوان، توجه ویژهای را برانگیخته است. این گزارش، برگرفته از روایت روزنامهنگار چینی «شیا ژونگمینگ» است که جزئیات این ماجراجویی را بازگو کرده است.
سیگونیانگ؛ کوهی با چهار قله و هزار داستان
کوه سیگونیانگ (۶۲۵۰ متر) در رشتهکوههای کیونگلای (Qionglai Mountains) در غرب چین واقع شده و نامش به معنی «کوه چهار خواهر» است. چهار قله اصلی این کوه — یائومی فنگ، سانگونیانگ فنگ، ارگونیانگ فنگ و داگونیانگ فنگ — همچون چهار برج سنگی از دل دشتهای سبز سیچوان سر برآوردهاند و صحنهای رؤیایی ساختهاند.
در تاریخ آلپینیسم، سیگونیانگ نامی آشناست. میک فاولر و پل رمزدن، دو کوهنورد انگلیسی، در دهه گذشته مسیر تازهای در دیواره شمالغربی آن گشودند و نخستین جایزه کلنگ طلایی برای یک صعود در چین را بهدست آوردند. حالا بیش از یک دهه بعد، نوبت کوهنوردان چینی است که بر همان دیوارهها تاریخ تازهای بنویسند.
رؤیایی که از ناکامی آغاز شد
ژانگ چینگوی نخستینبار در سال ۲۰۱۷ کوشید از دیواره جنوبی سیگونیانگ بالا رود، اما در ارتفاع ۵۷۰۰ متری مجبور به بازگشت شد. با اینحال، او دست از رؤیای خود برنداشت. در سالهای بعد، همراه با دوستش ژو سونگ چندین قله دیگر از جمله کراون پیک و یوتو پیک را صعود کردند و تجربه فنی خود را بالا بردند.
در اواخر ۲۰۲۴، ژانگ بار دیگر به ایده صعود از سیگونیانگ برگشت — اینبار از جبهه شمالی، مسیری که پیشتر فقط بخشهایی از آن توسط گروههای روسی و فرانسوی پیموده شده بود و هیچکس نتوانسته بود از پایین تا بالا آن را کامل کند. علت؟ ریسک بالای بهمن و مسیرهای شکننده یخ و سنگ.
شروع ماجراجویی
۱۵ نوامبر، دو کوهنورد بههمراه دو دوست دیگر وارد پارک ملی سیگونیانگ شدند. همراهانشان تا کمپ اصلی پیش رفتند و کمک کردند تجهیزات تا ارتفاع ۴۴۰۰ متری حمل شود. سپس تنها ژانگ و ژو ماندند — تنها در میان کوههای یخزده و دیوارهای که هیچ مسیر مشخصی نداشت.
صبح روز بعد، پیش از طلوع، حرکت بهسوی قله آغاز شد. در ارتفاع ۴۷۰۰ متری دو مسیر پیش رویشان بود: یکی سنگی و پرشیب، دیگری از روی یخچال. آنها مسیر سنگی را برگزیدند. نخستین طول فنی با درجه ۵.۷ آغاز شد. کمی بالاتر، طنابهای کهنهای از اکسپدیشنهای قدیمی پیدا کردند — یادگاری از تلاشهای ناموفق گذشته.
در نهایت حوالی ارتفاع ۵۲۰۰ متری، جایی میان شکافی از یخ و سنگ، نخستین شب خود را در چادر سپری کردند.
چادر مناسب برنامهات را انتخاب کن
از مدلهای سبک برای ترکینگ تا چادرهای چهارفصل حرفهای — انتخاب درست یعنی آرامش در دل باد و باران.
در موجکوه میتوانی جدیدترین چادرهای کوهنوردی را بر اساس وزن، ظرفیت و مقاومت در برابر شرایط سخت مقایسه و انتخاب کنی.
روز دوم؛ چالشی با تجهیزات
صبح روز دوم یکی از بوتهای ژو سونگ بر اثر تماس طولانی با برف خیس شده بود و خشککردنش زمانبر شد. به همین دلیل تا ظهر در چادر ماندند و سپس در بعدازظهر حرکت را از سر گرفتند. مسیر شامل شیبهای ۳۰ تا ۴۰ درجه برف سفت بود که به سمت چپ بالا میرفت و سپس به ترکیبی از سنگ و برف منتهی میشد.
در ساعت ۶ عصر، در زیر یک تختهسنگ بزرگ جایگاهی برای شب دوم یافتند.
روز سوم؛ جهنم یخ و سنگ
روز سوم با صعود ترکیبی از بخشهای یخی و سنگی ادامه یافت. ژو سونگ یک گولی (شیار) با درجه M4+ را هدایت کرد که به سکوی یخی وسیعتری منتهی میشد و از آنجا وارد یال شمالی شدند. دو طول بعدی در تاریکی کامل پیموده شد. هیچ جای مناسبی برای شبمانی وجود نداشت و مجبور بودند با چراغپیشانی مسیر جدیدی بیابند.
در یکی از سختترین لحظات، ژو سونگ در یک گولی عمودی با یخ نازک و سنگ صاف مواجه شد. او از طرف راست یخ را با تبر یخ تراشید و از سمت چپ در شکافها ابزار کار گذاشت. در حین تلاش، دندانههای کرامپونش به سنگ برخورد کرد و جرقههایی در تاریکی پدید آمد. نزدیک بالای طول، پاهایش لغزید، اما تبرهای یخ او را نگه داشتند.
سرانجام با حرکتی مورب به راست و بالا، روی یال ۵۸۲۰ متری ایستادند. آنها این طول ۳۰ متری را M5+ ارزیابی کردند و همانجا چادرشان را روی برآمدگی برفی برپا کردند.
روز چهارم؛ یالی که تمام نمیشد
یال شمالی برخلاف تصاویری که از یک اکسپدیشن فرانسوی در سال ۲۰۱۱ دیده بودند، بسیار باریکتر و شیبدارتر بود. پیشرفت به کندی انجام میشد. آنها در تمام روز تنها ۱۱۵ متر ارتفاع عمودی بالا رفتند و مسیرشان پر از برف ۷۰ درجه و صخرههای برهنه بود.
غروب هنگام، در نبود هیچ سکوی مسطحی، درون شکافی سنگی پایینتر از خطالرأس پناه گرفتند — تنها به اندازه نشستن. شب چهارم در سرمای شدید و بدون امکان پختوپز گذشت.
روز پنجم؛ تصمیم میان ماندن یا رفتن
صبح روز پنجم با خستگی، بیخوابی و کمبود سوخت همراه بود. تنها یک کپسول سوخت برای ذوب برف و تهیه آب باقی مانده بود. با اینحال، هنوز چند روز از پنجره هوای خوب باقی مانده بود.
در میانه صعود، ژو رو به ژانگ گفت:
«میترسم… تو جلو برو یا برگردیم.»
ژانگ با لحنی آرام پاسخ داد: «برویم. فقط برویم.»
در طول روز مسیر را نوبتی هدایت کردند — طولهایی با درجه M4 تا M5، روی صخره و یخ و شیبهای خطرناک. شب هنگام روی یک لبه برفی کوچک، پناهگاهی موقتی کندند و شب را با برف و باد گذراندند. آن شب برف تازهای هم بارید.
صبح بعد، میدانستند که یا امروز باید قله را ببینند یا عقبنشینی کنند؛ دیگر سوختی برای ذوب برف نداشتند و ژانگ از سرما و خستگی رنج میبرد.
روز ششم؛ آخرین توان برای صعود
۲۱ نوامبر، پس از شش روز درگیر شدن با برف، یخ و سنگ، دو کوهنورد چینی دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتند. بدون آب، با انگشتانی یخزده و بدنی نیمهبیرمق، تصمیم گرفتند هر چه در توان دارند صرف کنند.
مسیر پیش رو ترکیبی از صخرههای عمودی و برف نرم بود. در بخشی از مسیر، ژو مجبور شد از روی صخرهای صاف عبور کند و سپس برای دور زدن یک دیواره سنگی، ۱۵ متر فرود برود. پس از آن، نوبت به ژانگ رسید تا رهبری را بهدست بگیرد. او ۲۰ متر بالا رفت، طناب را فیکس کرد و ژو را دنبال خود کشید.
هر دو بهسختی قدم برمیداشتند، اما چیزی آنها را جلو میبرد؛ شاید غرور، شاید حس تعلق به کوههای خودشان. در ارتفاعی که برف تا کمر میرسید، ژو با دستان یخزده راه را با تبر یخ باز کرد.
ساعتی بعد، هنگامیکه نور خورشید در افق فرو میرفت، او نخستین نشانههای خطالراس قله را دید — بخشی از یخچال شمالغربی که به سه قله اصلی سیگونیانگ متصل میشود. دو گام دیگر، و در ساعت ۵ عصر، هر دو بر فراز قله شمالی سیگونیانگ ایستادند.
شش روز تلاش، بدون پشتیبانی، بدون طنابثابت، بدون امداد. تنها دو انسان در برابر کوه.
بازگشت از مسیر ناشناخته
نیم ساعت بعد، با فرارسیدن تاریکی، فرود آغاز شد. اما بازگشت از مسیری که برای نخستینبار بالا رفته بودند، خود چالشی بزرگتر بود.
تا ساعت ۱۰ شب به محل آخرین شبمانی خود رسیدند. اما هنوز از خطر دور نبودند. مسیر بازگشت در مه و برف گم میشد و هر گام میتوانست به پرتگاه ختم شود.
در روز هفتم، خستگی و کمآبی اثر خود را گذاشت. ژانگ دچار یخزدگی در انگشتان دست شد و حرکت برایش دشوار بود. ژو تصمیم گرفت جلوتر برود و کارگاهها را برای فرود آماده کند. در نزدیکی کمپ ۵، او لغزید و در انتهای طناب تاب خورد. امکان بازگشت به بالا وجود نداشت، پس مجبور شدند تجهیزات باقیمانده در آنجا را رها کرده و بهصورت مستقیم تا یخچال پایین بروند.
در کمپ ۱، جایی که چند روز پیش یک قوطی سوخت اضافی گذاشته بودند، موفق شدند کمی برف ذوب کرده و بنوشند. شاید همان چند جرعه آب بود که جانشان را نجات داد.
آن شب، حوالی ساعت ۹:۳۰، پس از هفت روز بیوقفه، به محل شروع مسیر رسیدند. یکی از دوستانشان که نگران شده بود، به استقبالشان آمد. پس از خوردن غذای گرم، وسایلشان را جمع کردند و با کمک اسب تا روستای مو-لو-زی (Mu-Luo-Zi) پایین آمدند. ساعت سه صبح، نیمههوشیار و از پا افتاده، به دهکده رسیدند. سپس با تاکسی به شهر چنگدو (Chengdu) بازگشتند.
مشخصات فنی مسیر
مسیر صعود آنها با مشخصات زیر ثبت شد:
Grade: D / 1400m / VII / AI4 / M6+ / برف ۷۵ درجه
به بیان سادهتر، این مسیر ترکیبی از دیوارههای سنگی با درجه دشواری فنی بالا، یخهای ناپایدار و شیبهای برفی بسیار تند است. صعود در چنین مسیری با دو نفر و در سبک آلپی — یعنی بدون طناب ثابت و کمپهای از پیش آماده — نیازمند تجربه، هماهنگی و قدرت روانی فوقالعاده است.
سیگونیانگ؛ سرزمین چهار خواهر
کوه سیگونیانگ بخشی از رشتهکوه کیونگلای در غرب چین است و در محدودهای قرار دارد که به خاطر پناهگاههای پانداهای غولپیکر سیچوان در سال ۲۰۰۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
پارک ملی سیگونیانگ مساحتی حدود دو هزار کیلومتر مربع دارد و شامل سه دره بزرگ و چهار قله اصلی است. قله اصلی، یائومی فنگ با ارتفاع ۶۲۵۰ متر، بلندترین آنهاست و به «شیرینترین کوه چین» شهرت دارد — هم بهخاطر شکل زیبا و هم دشواری صعودش.
صعودی در سکوت؛ اما با صدایی بلند
آنچه ژو و ژانگ انجام دادند، شاید از دید رسانههای غربی بیسروصدا باشد، اما برای جامعه کوهنوردی چین و آسیا، رخدادی تاریخی به شمار میرود. آنها بدون حمایت مالی خارجی، بدون حضور عکاس یا فیلمساز، و حتی بدون اطلاعرسانی عمومی، راهی کوه شدند. صعودشان پس از بازگشت و از طریق گزارش «شیا ژونگمینگ» در چین فاش شد.
همین سادگی و بیادعایی، روح واقعی آلپینیسم را یادآوری میکند: صعود برای خود کوه، نه برای شهرت.
بازتاب بینالمللی و نامزدی تبر طلایی
در سال ۲۰۲۵، فهرست نامزدهای جایزه Piolet d’Or منتشر شد. در میان ۷۴ صعود برگزیده، نام این مسیر نیز درخشان بود. این نخستینبار بود که کوهنوردانی از چین و نپال همزمان در میان نامزدهای تبر طلایی دیده میشدند.
مسیر سیگونیانگ نهتنها بهخاطر دشواری فنی، بلکه بهخاطر سبک ناب آلپی و استقلال کامل تیم تحسین شد. همان چیزی که داوران Piolet d’Or همواره آن را «روح واقعی کوهنوردی» میدانند.
معنای این صعود برای آلپینیسم چین
تا سالهای اخیر، بخش عمده صعودهای جدی در چین توسط تیمهای خارجی انجام میشد. اما حالا نسل تازهای از کوهنوردان چینی ظهور کرده است — کسانی که از کوههای سیچوان، تبت و یوننان برخاستهاند و با اتکا به مهارت و جسارت خود در حال گشودن مسیرهای جدیدند.
صعود ژو و ژانگ بر سیگونیانگ، نهفقط یک موفقیت شخصی، بلکه نمادی از خودباوری و بلوغ آلپینیسم چینی است. آنها نشان دادند که دوران «دنبالرو بودن» به پایان رسیده و اکنون زمان آن است که آسیاییها نیز مسیرهای خود را بنویسند — بر قلههایی که از دیرباز در سرزمین خودشان ایستادهاند.
جمعبندی
صعود ششروزه ژو سونگ و ژانگ چینگوی بر دیواره شمالی سیگونیانگ، روایتی است از شجاعت، رفاقت و ایمان به رؤیا. آنها در برابر سرمای مرگبار، یخهای شکننده، و خطر سقوط ایستادند و بدون هیچ تضمینی برای بازگشت، تا آخر رفتند.
در دنیایی که کوهنوردی اغلب با تبلیغات، اسپانسرها و رسانهها همراه است، این دو صعودکننده چینی یادمان انداختند که جوهره واقعی ماجراجویی، در سکوت و سادگی نهفته است.
شاید همین سکوت، بلندترین فریاد آنها باشد — فریاد کسانی که با تبر یخ، مسیر خود را در تاریخ آلپینیسم آسیا حک کردند.
آماده برنامه بعدیات در کوهستان هستی؟
همهچیز برای صعود بعدیات را در یکجا پیدا کن — از کوله و باتوم تا طناب، چادر و ابزار ایمنی. تجهیزات کوهنوردی حرفهای برای مسیرهای سنگی، برفی و یخی.
مشاهده و خرید تجهیزات کوهنوردی