بدون دسته بندیدنیای کوهنوردیکوه های جهانکوهنوردی

چاملانگ – یک رخ هیجان انگیز در نپال که بالاخره صعود شد.

امتیاز کاربران: ۴.۳۴ ( ۷ رای)

نویسنده : زدنیک هاک. سال صعود : ۲۰۱۹ – برنده کلنگ طلایی ۲۰۲۰. بازگردان به فارسی توسط موج کوه.

پس از یک اکسپدیشن در نپال در بهار ۲۰۱۸، برای صعود مسیری جدید در کیاجوری، مارک هولچک و من برای بازگشت سال بعدی به نپال برنامه ریزی کردیم. این سومین اکسپدیشن ما با یکدیگر خواهد بود. هدف ما در سال ۲۰۱۹ صعود به رخ عظیم صعود نشده چاملانگ به ارتفاع ۷۳۲۱ متر در بالای دره هونکو و در ده کیلومتری جنوب بارونتسه بود.

مرتبط : گزارش صعود این دو کوهنورد بر جبهه جنوب غربی گاشربروم یک با عنوان رضایت در موج کوه بخوانید.

چاملانگ برای اولین بار در سال ۱۹۶۲ از سمت جنوبی آن صعود شد. سمت شمالی کوه بیش از ۸ کیلومتر طول دارد که دارای چندین قله فرعی میباشد. مسیرهای گوناگونی در سمت شمال به قله میرسند. اما در رخ شمال غربی کوه با وجود همه تلاشها هیچ تیمی هنوز به قله اصلی دست نیافته بود. مارک از سال ۲۰۰۱ به دنبال صعود این رخ کوه بود.

مارک و من دوستان خوبی هستیم، اما در بازگشت به خانه هیچ وقت با هم صعود نمیکنیم. من همنوردان دیگری در محل خود دارم. اما در کوههای بلند در آسیا، چیزی ما را به هم میچسباند. هر دوی ما در یک سطح هستیم و زمانی که یکی از ما تصمیم میگیرد سولو صعود کند، دیگری هم مشکلی نخواهد داشت. زمانی که یکی به حمایت نیاز دارد، دیگری هم نیاز خواهد داشت. ما همچنین سطح آمادگی جسمانی و هم هوایی یکسانی داریم. به عنوان یک نتیجه می توانیم به سرعت صعود کنیم و مجبور به صبر کردن برای یکدیگر نیستیم.

حرکت به سمت هیمالیا

ما کشور چک را در ۲۴ آوریل ترک کردیم و چند روزی نیز برای تکمیل فرآیندهای اداری در کاتماندو صبر نمودیم. نهایتا، در ۲۹ آوریل، به لوکلا پرواز کرده تا پیمایش هم هوایی را آغاز نماییم. برای ذخیره پول، تصمیم داشتیم تا بیشتر لوازم و وسایلمان را خودمان بکشیم. در لوکلا یک باربر استخدام کردیم که ۲۰ کیلو بار را مستقیما به بیس کمپ چاملانگ می برد در حالی که من و مارک راه طولانی تری را برای هم هوایی طی کردیم. من و او ۴۰ کیلوگرم بار باقی مانده را روی پشتمان تقسیم کرده و به راه افتادیم.

در طول نامچه بازار و تنگبوچه تا چوخونگ پیاده روی کرده و سپس از گذرگاه آمفو لاپتسا به ارتفاع ۵۸۴۵ متر برای ورود به دره هونکو گذر کردیم. در اینجا بود که نهایتا توانستیم رخ شمال غربی چاملانگ را مشاهده کنیم. میزان برف بسیار کمتر از چیزی بود که ما انتظار داشتیم. در بیس کمپ زیر چاملانگ اکسپدیشن اسلونی را دیدیم که چند مسیر را صعود کرده بودند و امید داشتند که چاملانگ را صعود کنند. آنان نیز دیدگاه ما را مبنی بر عدم وجود برف زیاد و حجم زیاد یخ آب سخت در جبهه کوه تایید می کردند.

کوهنوردان اسلونی اقدام به جمع کردن وسایل برای ترک منطقه کردند، و مقادیر زیادی از غذای اضافی برنامه شان را به ما دادند. ما قدری صبر کرده و به سمت مراپیک برای ادامه هم هوایی به راه افتادیم. پس از صعود مراپیک به ارتفاع ۶۴۷۶ متر، دو روز را در روستای خاره گذراندیم، جایی که توانستیم شرپایمان را ملاقات کرده و با مابقی منابعمان به بیس کمپ بازگردیم. در آن منطقه من متوجه شدم که دستکش دو انگشتی پرم در جایی از مسیر گم شده است. اما در کونگما دینگما، جایی که یک کمپ مشهور قرار دارد، توانستم یک جفت قرض بگیرم و قول دادم که در بازگشت در ازای آن یک کلنگ کوهنوردی پرداخت کنم.

مارک و من تقریبا یک هفته را به تنهایی در بیس کمپ به ارتفاع ۴۸۰۰ متری گذراندیم،در حالیکه هر یک از ما یک چادر بیواک کوچک داشتیم. یک چای خانه در یک ساعتی ما بود و گاها برای غذا خوردن به آنجا پیاده روی میکردیم. هوا مانند هر روز بود، همانطور که اسلونیایی ها به ما گفته بودند: عالی در صبح و مه و باران ریز در عصرگاه. یک روز به پیاده روی در پای رخ چاملانگ پرداخته و مسیر صعود را بررسی کردیم. این جبهه کوه کاملا فعال است به طوری که کوهنورد را به خاطر امکان ریزش سنگ و خطر بالقوه یک سراک در وسط فیس کوه تحت فشار قرار میدهد. ما مسیری مورب به بالا و به سمت راست در زیر یک قسمت معلق پیدا کردیم که میبایست ما را از خطر ریزش سنگ و بهمنها حفظ میکرد. در اینجا بود که خوشبینی به سراغمان آمد و با حالی خوب به بیس کمپ بازگشتیم.

شروع صعود اصلی

به زودی غذایمان تمام میشد، پس دلیلی برای صبر کردن نبود. در ۱۶ می حرکتمان را شروع کرده و در ۵۳۰۰ متری چادر زدیم، در حالیکه ۲۰۰۰ متر مسیر ترکیبی پرشیب در بالای سرمان خودنمایی میکرد. ما یک چادر بیواک، یک طناب ۸۰ متری ۷ میلی متری، ۶ عدد پیچ یخ، پنج میخ، پنج فرند، غذا برای پنج روز، و سه کپسول گاز به همراه داشتیم. مانند همیشه شب قبل از صعود با قدری بی خوابی به همراه افکاری پیرامون صعود پیشرو ذهنم را پر کرده بود. ما یک بهمن بزرگ دیدیم که از یک سراک در مسیر مورد نظر ما شکست و به پایین آمد. این دیواره حتی در شب هم خواب نداشت، و می توانستیم صدای سقوط سنگ و یخ را به شکلی توامان بشنویم. البته بن نظر میرسید که موقعیت ما در قسمت پایینی ایمن باشد.

چاملانگ
زدنیک هاک در حال صعود قسمت یخی در ۶۶۰۰ متری. دو کوهنورد ۸۰۰ متر عمودی را در روز سوم صعود کرده و در روی یک لبه کوچک شبمانی داشتند. عکس از مارک هولچک

صعود را در روز ۱۷ می در صبح زود شروع کردیم، و در طول اول چاملانگ به ما خاطر نشان کرد که اینجا هیچ چیزی مجانی نیست. در زیر یک لایه نازک از برف شکری یک لایه سنگ بدقلق قرار گرفته بود. صعودی سخت که با کمبود نقاط برای حمایت گرفتن سختتر هم میشد. در نیمروز ریزش سنگ و یخ هم شروع شده بود. هیچ شانسی برای صعود در آن روز نبود. حالا مقدار زیادی صعود کرده بودیم و هنوز در ۵۶۰۰ متری بودیم.

روز دوم هدف ما صعود به بالای یک ردیف جالب از سراکها بود. سه طول اول مسیر، صعودی ترکیبی و جذاب در سنگ و یخ با کیفیت در درجه m4 بود. ما به یک قسمت یخی رسیدیم که هر دو میتوانستیم به طور همزمان صعود کنیم تا جایی که به یک قسمت ترکیبی سخت رسیدیم که ما را به سطح ارتفاعی سراکها میرساند. این دو طول پیش رو، جالب و عریان با درجه سختی M5/6 با قسمت های پرشیب یخی بودند. شبمانی دوم ، در ارتفاع ۶۱۰۰ متری، به طور نسبی توسط یک سراک پایدار پوشش داده میشد و در یک نقطه مسطح با مناظری زیبا از اورست و لوتسه قرار داشت، که البته قدری هم سرد بود.

موج کوه
زدنیک هاک در حال صعود یک قسمت ترکیبی بالای شبمانی دوم

هدف ما برای روز چهارم به پایان رساندن جبهه کوه و دست یابی به قله بود و در اینکه حداقل قسمتی از مسیر کلاسیک کوه در سمت جنوب را فرود برویم. با افزایش ارتفاع هم سرعت ما کاهش پیدا میکرد. عضلات ساق پا هم به دلیل کارکشیدن زیاد و بودن روی نیش کرامپون در حال سوختن بودند. پس از ساعات متمادی زاویه کم شده و یخ سخت تبدیل به برف شد. ما به خط قله و در هشتاد متری زیر قله اصلی در اواخر عصر رسیده بودیم. به زودی اقدام به پیدا کردن یک محل برای بیواک کردیم. قله باید برایمان صبر میکرد! منابعمان را چک کرده و مشخص شد که مقدار زیادی غذا باقی نمانده است، این در حالی بود که تقریبا هر چه در بیس کمپ داشتیم برداشته بودیم. ما باید تلاش می کردیم که در روز بعدی به پایین بازگردیم.

در ۲۱ می، در یک صبح زیبا از خواب بیدار شدیم. خوشبختانه باد هم به نسبت آرام گرفته بود. کوله را جمع کرده و به آرامی مسیر صعود را در پی گرفتیم و نهایتا تحت تاثیر فشار هفت هزار متری در ساعت ۱۰ صبح به قله چاملانگ صعود کردیم.

چاملانگ

صعود پایان کار نیست.

چند عکس گرفته و با گرفتن یک ویدیوی کوتاه به سرعت راه بازگشت از مسیر شانه جنوبی را در پیش گرفتیم. مسیر در حالت اکسپوز داشت اما شیبش زیاد نبود، بنابراین به سرعت ارتفاع کم کردیم. احساس گرما به بدنم بازگشت ، اما خستگی هم همراه آن بود. ابرها هم تدریجا از دره بالا آمدند و ما بارها مجبور شدیم برای دید بهتر صبر کنیم. مسیر هم پرشیب و پرشیب تر شد و مجبور شدیم چندین قسمت سنگی عمودی را فرود برویم. دید به شدت کاهش یافته بود و مجبور بودیم بالای هفت هزار متر یک شبمانی دیگر داشته باشیم. تقریبا چیزی برای خوردن هم باقی نمانده بود، بنابراین فقط آب درست می کردیم. در عصر مه برطرف شد و سعی کردیم تا شرایط مسیر را به خاطر بسپاریم.

چاملانگ

صبح مجددا با زیبایی فرا رسید و ما آخرین انرژی بارمان را خوردیم و مسیر بازگشت را در پی گرفتیم. این شامل کار سخت میشد، تا جایی که یک جا مجبور شدیم صد متر عمودی را صعود کنیم. نهایتا با بازگشت به مسیر، خط فرود ما پرشیبتر شد و مجبور شدیم برای حمایت از پیچ یخ استفاده کنیم. نهایتا به گرده رسیده و به سمت راست و یخچال تغییر جهت دادیم و سپس به سمت دره هونکو چرخیدیم. مجددا در عصر ابرها بالا آمده و مجبور شدیم که توقف کنیم. مه به شدت غلیظ بود و مجبور شدیم تا ۷ عصر صبر کنیم تا دید قدری بهتر شود و تصمیم به ادامه مسیر گرفتیم. یخچال دارای شکستهای زیادی بود و در تاریکی از بین شکافها و دیواره های یخی به پایین فرود میرفتیم. در اینجا هم مجبور شدیم که یک شب دیگر قبل از رسیدن به بیس کمپ در کوه بمانیم.

پوتین کوهنوردی و جورابهایم کاملا خیس شده بودند و شدت بی آبی و ضعف هم افزایش یافته بود. پس از یک کلک قدیمی استفاده کردم، دو بطری نوشابه که در طول مسیر خورده بودیم را با آب گرم پر کرده و درون جورابهایم قرار دادم تا خشک شوند. سپس همین دو بطری را درون پوش کفش گذاشته و درون کیسه خواب انداختم. خب، کفشها هم با این کلک خشک شدند.

ابرها در حال نزدیک شدن مانند روزهای قبل بودند، پس ما صبح زود حرکت کردیم. پس از چند فرود دیگر بالاخره میتوانستیم راه برویم و به مورن ها رسیدیم. در یک دریاچه کوچک نهایتا توانستیم آنقدر که باید آب بنوشیم و خودمان را بشوییم، آنهم پس از یک هفته!

ما در زمان نهار به بیس کمپ رسیدیم و شروع به خوردن آخرین غذاها کردیم. پس از آن مارک وسایلش را جمع کرد تا به سمت تمدن حرکت کند. من ترجیح دادم یک شب دیگر در آنجا بمانم و از مناظر رخ شمال غربی چاملانگ لذت ببرم.

تب : باشگاه آمادگی جسمانی و سنگنوردی موج

خلاصه

اولین صعود کامل جبهه شمال غربی چاملانگ به ارتفاع ۷۳۲۱ متر توسط زدنیک هاک و مارک هولچک، ۱۷ تا ۲۳ می. دو نفر در روز پنجم به قله صعود کرده و دو روز دیگر را برای بازگشت به بیس کمپ صرف کردند. این مسیر به افتخار داگ اسکات و رینهولد مسنر یوفو نام گرفت که یک شی جعبه شکل نورانی در حال تلاششان روی چاملانگ در سمت شمال کوه در ۱۹۸۱ دیده بودند. این صعود نایل به دریافت جایزه کلنگ طلایی ۲۰۲۰ گردید.

بنر تبلیغاتی باشگاه ورزشی موج
برچسب ها

mojekooh

*مهدی جباریان : شروع فعالیت کوهنوردی 1376 برخی صعودهای شاخص: • گشایش مسیر در دیواره پاتخت ، زمستانی ، سبک آلپی • رکورد صعود چهارجبهه دماوند در 25 ساعت و سی دقیقه:شروع از گوسفندسرا، مسیرهای جنوبی، غربی، شمالی، شمال شرقی، پایان در گوسفندسرا • صعود سه جبهه دماوند در 21 ساعت: شروع از گوسفندسرا، مسیرهای جنوبی، شمالی و شمال شرقی • رکورد صعود آزاد انفرادی دهلیز مرکزی یخار از معدن تا انتهای یخچال در 12 ساعت • صعود زمستانی دماوند 9 مرتبه: گرده شرقی(تیغه های یخار)، جنوبی، شمالی، یکروزه... • صعود دماوند مجموعا 87 مرتبه در فصول مختلف یالهای گوناگون. • صعود زمستانی گرده شرقی سرکچال به خلنو • صعود زمستانی قلل شاخک و علم کوه از مسیر سیاسنگا • رکورد صعود سرعتی آزاد انفرادی گرده آلمانها از ونداربن تا تنگ گلو در 7 ساعت و سی و سه دقیقه • تلاش برای صعود زمستانی آلپی ترکیبی دیواره علم کوه مسیر هاری رست، صعود برتر سال 96 • صعود به گرده آلمانها دوازده مرتبه در فصل بهار و تابستان و پاییز – صعود یکروزه گرده آلمانها • صعود یکروزه دیواره علم کوه، مسیر هاری رست از ونداربن به ونداربن بدون بارگذاری 21:33 ساعت • صعود دو مسیر هاری رست و فرانسوی های دیواره علم کوه در یک روز • رکورد عبور از البرز، شروع دربند توچال تا آزادکوه کلاک ، 102 کیلومتر، 9000 متر صعود در 46 ساعت • رکورد صعود سرعتی خط الراس دوبرار در 17 ساعت و نه دقیقه • صعود سرعتی از پل خواب توچال کلک چال جمشیدیه در 15 ساعت و 20 دقیقه • صعود یکروزه از دربند توچال تا سرکچال سپیدستان در 23 ساعت و 50 دقیقه ، 65 کیلومتر، • صعود قله خان تنگری 7010 متر • تلاش برای صعود قله ماناسلو 8163 متر • صعود یخچالهای شمالی سبلان، کسری، یخار • صعود و تمرین سنگنوردی در دیواره های شروین، پلخواب، بیستون.... • گشایش مسیر در دیواره های کاسونک، شروین، اوسون ترکیبی ... • مربی کوهپیمایی درجه سه سایر: کمربند مشکی جودو دان یک

نوشته های مشابه

‫۲ نظرها

  1. گزارش جالبی بود. نکات مهمی می شه توی گزارش دید. از جمله نحوه انتخاب هم طناب ، هم هوایی ، سبک صعود و سایر موارد که میتونیم به عنوان الگو از اینها استفاده کنیم. ممنون از موج کوه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن