اولین صعود زمستانی اورست ، قسمت اول

آنچه که پیش روی شماست گزارش اولین صعود زمستانی اورست به قلم آندرژ زوادا می باشد. زوادا را بایست یکی از تاثیرگذارترین کوهنوردان در عصر طلایی کوهنوردی لهستان دانست. اولین صعود آنها به یک قله بلندتر از هفت هزار متری در سال 1973 در قله نوشاخ صورت گرفت و ادامه این حرکت به صعود 11 قله هشت هزار متری در زمستان انجامیده است. صعودهایی که نه بر اساس تجهیزات و امکانات ، بلکه بیشتر بر پایه دانش تجمیعی ، اشتیاق و علاقه این مبارزان یخ به سرانجام رسید. هر چند نقش حمایت سیستم کوهنوردی در این صعودها را نباید دست کم گرفت.

مرتبط : اولین صعود زمستانی اورست قسمت دوم ، قسمت سوم

صعود زمستانی اورست ، قسمت اول

من راجع به امکان پذیری صعود زمستانی اورست پس از اکسپدیشن موفق لوتسه در زمستان 74 متقاعد شده بودم. در ابتدا ، این ایده مورد مخالفت زیادی از طرف کمیته ورزشی انجمن آلپاین لهستان قرار گرفت. یک بار ، زمانی که ما برای سازماندهی یک اکسپدیشن زمستانی به آنجا رفته بودیم تنها دو نفر حضور پیدا کرده بودند. این خیلی قبل از آن بود که وندا روتکوویچ به اورست صعود کرده باشد و عقیده عمومی این بود که ما ابتدا باید یک اکسپدیشن تابستانی در اورست داشته باشیم. من با این دیدگاه مخالف بودم ، زیرا به نظرم هزینه های این کار ارزش یک دست آورد ورزشی را نداشت. تا آن زمان از طریق مسیرهای نرمال در حدود یکصد کوهنورد اورست را صعود کرده بودند ، و یک صعود بیشتر ارزش چندانی در دنیای کوهنوردی نداشت.

صعود زمستانی اورست - موج کوه
آندرژ زوادا

وندا و اورست

در این زمان ، وندا روتکوویچ مشکل ما را حل کرد. وی به قله اورست صعود کرد و تبدیل به اولین زن اروپایی شد که این مهم را انجام داده است. و البته این کار را با ریخت و ریزی نه چندان زیاد انجام داده بود. پس از آن ایده صعود زمستانی اورست ، در بین اعضای کمیته طرفداران بیشتری یافت. نهایتا همه با تلاش برای صعود زمستانی اورست به عنوان هدف بعدی تیم ملی لهستان موافقت کردند. من سرپرست این تیم بودم.

این موافقت در می 1977 صورت گرفت و ممکن بود بسیاری از افراد شگفت زده شوند که نتیجه نهایی آن در سال 1980 به وقوع پیوست. مشکل اصلی گرفت مجوز برای آن بود. معمولا شما مجبورید حدود 4 سال صبر کنید ، زیرا تیم های زیادی قصد دارند به اورست بروند. مشکل ما بزرگتر بود ، زیرا مجوز ما مربوط به صعود زمستانی اورست میشد. دولت نپال تا آن زمان هیچ مجوزی برای زمستانی اورست صادر نکرده بود. پس ما باید اقدام ویژه ای می کردیم. پس به این منظور من در نوامبر 1977 به کاتماندو سفر کردم.

انجمن کوهنوردی نپال پیشنهاد یک اکسپدیشن مشترک بین آنها و یک کشور دیگر را در پاییر 1980 داد. این به معنای آن بود که به سرعت می شد از این صف طویل مجوز گیری پرید. متاسفانه ، لهستان این فرصت را برای یک اکسپدیشن مشترک با نپالی ها از دست داد و ایتالیایی ها که پولدارتر بودند آنرا گرفتند. من درخواست مجوز برای زمستان 79-80 یا به عنوان شانس دوم ستون جنوبی در بهار 1980 را مطرح کردم. در اینجا بود که سعی کردم اهمیت موضوع را پر رنگ کنم:

“شروع اکسپدیشن های زمستانی در هیمالیا افقهای جدید را به کوهنوردی باز خواهد کرد. بلندترین کوهها که پیش و پس از مونسن صعود شده اند در صعودهای زمستانی همچنان دست نخورده باقی مانده اند ، مانند آنچه قبلا در آلپ ، قفقاز یا هندوکش اتفاق افتاده بود. صعودهای زمستانی به هیمالیا یک توالی تاریخی طبیعی در توسعه فرآگرد کوهنوردی می باشد. “

مسابقه با زمان

در مارچ 1979 نهایتا مجوز به دست ما رسید اما تنها مربوط به ستون جنوبی اورست در فصل بهار می شد. ناراحت کننده بود اما ما امیدمان را برای اکسپدیشن زمستانی اورست از دست ندادیم. اما در نیمه سپتامبر 79 ما تقریبا از اکسپدیشن زمستانی منصرف شده بودیم چرا که مجوزی وجود نداشت و روی برنامه بهار تمرکز کرده بودیم. سپس به طور کاملا غیر منتظره در 22 نوامبر ، مجوز برای صعود زمستانی به دست ما رسید! اما اعتبار آن از 1 دسامبر بود. سازمان دهی یک تیم در چنین زمان کمی واقعا دیوانه کننده است.

در سوی دیگر ، چگونه می توانستیم این فرصت را برای ورق زدن تاریخ کوهنوردی با اولین صعود زمستانی اورست از دست بدهیم؟؟ من مجبور بودم با یکی از سختترین تصمیمات زندگیم مواجه شوم. تنها راه برای برنده شدن در این مسابقه فرصت تمام تجهیزات به همراه کوهنوردان از طریق هوایی بود. حتی پس از آن هم ما نهایتا در اواخر دسامبر به بیس کمپ می رسیدیم. این برای ما دو ماه برای تلاش روی صعود زمستانی اورست باقی می گذاشت. برای پیچیده تر شدن قضیه ، ما هنوز نمی دانستیم که مجوز ما تنها برای یک و نیم ماه تلاش صادر شده است!

کمیته ورزش لهستان وضعیت بد ما را به خوبی درک کرد و مقرری ما را افزایش داد تا بتوانیم همه تجهیزات را به شکل هوایی به نپال بفرستیم. فورا شروع به خرید غذا و بسته بندی تجهیزات کردیم. باید در اینجا از همه دوستانی که در این مرحله به شدت تلاش کردند تشکر ویژه کنم. – به خصوص دوستانمان در آلپاین کلاب ورشو- ما توانستیم در زمان مقرر همه چیز را فراهم کنیم. در یک دسامبر حدود 5 تن مواد غذایی و تجهیزات از طریق فرودگاه ورشو به نپال ارسال گردید. تجهیزات ما نیز برای تلاش بهاره هم از طریق دریا ارسال شد.

تیم زمستان

از تجربیات قبلی که در نوشاخ و لوتسه به دست آورده بودم ، به خوبی از استانداردها و مهارت های بالای مورد نیاز در صعود زمستانی آگاه بودم. بنابراین سعی کردم بهترین تیم را جمع کنم ، من به همراه انجمن کوهنوردی لهستان ، یک لیست از 40 نفر از بهترین کوهنوردان لهستان را فراهم کردیم. سپس یک پرسشنامه برای آنها فرستادیم که از آنها خواسته شده بود ترجیح خود را برای شرکت در اکسپدیشن زمستانی اورست ، برنامه بهار یا هر دو مشخص نمایند. سپس بر این اساس ، ما یک ترکیب نهایی از هر دو تیم را فراهم کردیم.

تیم زمستانی اورست شامل این نفرات می شد: آندرژ زوادا (سرپرست) ، جوزف باکالارسکی (فیلم بردار) ، لزک سیچی ، کریستوف گیلکی ، ریزارد دموخ ، والنتی فیوت ، ریزارد گاجسکی ، زیگمونت هنریخ ، ژان هولنیکی زول ، ژانوس مازکا ، آلکساندر لوو ، کریستوف ویلیچکی ، کریستوف زورک ، بیشاو ناث رگمی ، پمبا نوربو شرپا ، نینگما تنزینگ ، پاسانگ نوربو ، ناوانگ یدن.

من بودجه برای تمام تجهیزات و شرپاها را داشتم اما البته ما مجبور بودیم کمتر از برنامه های قبلی هزینه کنیم. ما بودجه کافی برای پنج شرپا در زمستانی اورست و 4 شرپا در بهار را داشتیم . این به معنای آن بود که وظیفه حمل بار در بین کمپ ها هم تا حدود زیادی بر عهده خود تیم قرار گرفته بود. و البته این کار ارزش صعود ما را بالا می برد.

صبر در کاتماندو

صبر در کاتماندو برای رسیدن بارها به صورت روزانه از ورشو ما را عصبی کرده بود. در نیمه دسمابر ما در حال از دست دادن زمان بودیم. ما قصد داشتیم بیس کمپ را در 31 دسامبر برقرار کنیم چون زمان زیادی برای تلاش در کوه پس از آن در زمستان برای ما نمی ماند. نهایتا در 20 دسامبر ، آخرین محموله ما به نپال رسید. دیگر می توانستیم صعود زمستانی اورست را شروع کنیم.

از 15 دسامبر دسته های کوهنوردان ما به لوکلا پرواز کرده بودند ، پس نیازی به تاخیر بیشتر برای شروع برنامه نبود. این پروازها به علاوه هزینه باربران و پرداخت های محلی ، تقریبا بیشتر بودجه ما را بلعیده بود. کریسمس را هم در دو دسته یکی در کاتماندو و دیگری در نامچه بازار گذراندیم. موقعیت با وجود کاروان طولانی ما از تنگ بوچه تا بیس کمپ به سال نو بسیار شبیه بود. پنج نفر از کوهنوردان ما ، هنریخ ، فیوت ، اولخ ، پیکوتوسکی و اسزافیرسکی – شب را در بیس کمپ و در چادرهای تازه برپا شده گذراندند. در 4 ژانویه 1980 کل تیم ما به بیس کمپ رسیده بود.

شروع مارتن زمستانی اورست

بیس کمپ در جایی برقرار شده بود که بتوانیم برای شش ماه در زمستان و بهار از آن استفاده کنیم. پس تمام تلاشمان را کردیم که کاملا زمین را مسطح کرده باشیم. همچنین دو تراس برای آشپرخانه و منطقه غذا خوری ایجاد شد. در گوشه محل انبارها هم یک حمام بسیار عالی ایجاد کردیم. که باعث افتخار ما در بیس کمپ شده بود. به هیچ وجه با کمبود آب گرم مواجه نبودیم چرا که آشپزخانه به طور دایمی مشغول ذوب کردن برف بود. یکی از تجربیات مهم در اکسپدیشن های قبلی ، اهمیت یک حمام خوب در بیس کمپ برای بازیابی توان کوهنوردان خسته ، از نظر روحی و جسمی بود.

دو آنتن بی سیم هر کدام به ارتفاع متر در بیس کمپ برقرار کرده بودیم. آنها از آلومنیوم ساخته شده بودند و بوگدان مسئول آنها بود. وی همچنین مسئول سیستم ارتباطی تیم بود. در آنجا سه فرستنده برد بلند ، 8 رایو تلفن و ضبط صوت برای ضبط ارتباطات بین کمپ ها ، یک ژنراتور ولتاژ بالا و باتری و دینام وجود داشت.

سیستم ارتباطی ما در طی دو اکسپدیشن به شکلی عالی عمل کرد. هر روز اخبار تلاش ما به دنیای خارج فرستاده می شد و تلاش ما در زمستانی اورست به لهستان و سایر نقاط مخابره می گردید. زمانی که می دیدم کوهنوردان سایر تیم ها در فصل بهار برای استفاده از سیستم رادیویی ما صف میکشدند ، از شهرت بدی که به سیستم مهندسی لهستانی داده بودند تعجب می کردم.

صعود زمستانی اورست - موج کوه

مرتبط : اولین صعود زمستانی اورست قسمت دوم ، قسمت سوم

به قلم آندرژ زوادا./ت.موج کوه

دکتر مهدی جباریان / باشگاه ورزشی و سنگنوردی موج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فروشگاه