بدون دسته بندی, دنیای کوهنوردی, کوه های جهان, کوهنوردی

تالونگ ، ستون شمالی – قدرت بالاتر

تالونگ ، ستون شمالی – قدرت بالاتر

از زمانی که ما عکسهای دیواره شمالی تالونگ را دیدیم، این کوه در ذهن ما نقش بست. هیچ شکی نیست که ستون شمال-شمال غربی تالونگ (7349متر) یکی از زیباترین و منطقی ترین خطوطی بود که در هیمالیا صعود نشده باقی مانده بود. زیبایی خالص، سختی تکنیکی، و رخ به نسبه امن آن هر کوهنوردی را ترغیب می کند که به دیدار آن برود. اما با وجود چندین تلاش، که از سال 2002 شروع شده بود، هیچ کسی مسیر مستقیم را صعود نکرده بود.

پس از تکمیل یک مسیر سخت جدید در رخ شمال غربی لانگشیساری(6,412 meters) در نپال، در پاییز 2014 هر دوی ما احساس کردیم که اعتماد به نفس کافی برای صعود در مسیری سخت تر در ارتفاع بالاتر را داریم. امید داشتیم تا در فصل پس از مونسون به نپال بازگردیم. پس از زلزله در آوریل، تصمیم گرفتیم که به دنبال هدفی در هیمالیای هند بگردیم. به زودی متوجه شدیم که زمان کافی برای پیگیری بروکراسی در هند و گرفتن پرمیت را نداریم، پس توجهمان مجددا معطوف به نپال شد. یک بررسی سریع نشان داد که منطقه کانگچنجونگا تاثیر زیادی از زلزله نگرفته است. حالا هیچ شکی درباره کوهی که می خواستیم صعود کنیم وجود نداشت.

در نپال ، انگیزه ما تنها برای تالونگ بود که افزایش می یافت. قسمتی از آنهم به این دلیل بود که مجبور بودیم روزهای زیادی را بدون صعود سپری کنیم. پس از آماده کردن همه چیز در کاتماندو، اتوبوس به دلیل اعتراضات 24 ساعت در مسیر تاپلجونگ، جایی که ترک ما آغاز میشد متوقف شد. در طول مسیر به بارش های اواخر دوره مونسن هم برخورد کردیم و زالو ها هم در مسیر به نوعی مهمان ما بودند. نهایتا در 28 سپتامبر، بیس کمپ را در اکتانگ، بالای رامچه برقرار کرده و دو هفته هم هوایی را آغاز نمودیم. ما بوکتوه را صعود کرده و در قله 6114 متری آن خوابیدیم. سپس به سمت شیبهای غربی تالونگ رفته(مسیر مورد نظر فرود)، اما به نظر زمان زیادی میبرد که یک مسیر غیر فنی و ایمن در بالای 7000 متر بیابیم. متعاقبا تا 7100 متری صعود کرده و در آنجا بیواک کردیم.

در طول دو هفته ابتدایی ما سه مسافرت به طول 15 کیلومتر در یخچال تالونگ انجام دادیم. هر راه نیاز به یک و نیم روز پیمایش در بین مورنها و روی یخ سخت با کفشهای ارتفاع داشت. نهایتا پس از یک ماه آماده صعود بودیم، این حس مانند عیدی دادن به بچه ها بود.

تالونگ

بیس کمپ پیشرفته در سمت راست زیر تیغه شمال-شمال غربی تالونگ قرار داشت. ما درزمان هم هوایی مسیر را چک کرده بودیم. یک مسیر با صعود ترکیبی مانند شامونی اما بیشتر بالای شش هزار متری. ما برای هفت روز غذا و برای نه روز گاز حمل کردیم.

طول اول دقیقا بالای آخرین شکاف یخچال در 6500 متری قرار داشت، که یکی از کراکس های مسیر بود: صعود با یک ستون برف و یخ نازک شروع شد و سپس یک مسیر ترکیبی (M6) قرار داشت. پس از آن هم یک سنگ شیب منفی که یک قندیل یخی از آن آویزان شده بود. اینجا باید مصنوعی صعود میشد.(حدود 10 متر a3) که از پکر و میخهای باریک استفاده کردیم. شکاف به حدی نازک بود که نوک تبریخ درون آن نمیرفت. بالای این قسمت معلق حدود 8 متر یخ نازک روی سنگ اسلب بدون شانسی برای میانی گرفتن قرار داشت، تا اینکه به یک حمایت معلق روی پکر در شکافهای باریک در دیواره سمت راستی تنوره رسیدیم.

موج کوه
قسمت صعود مصنوعی

پس از چنین شروعی به خوبی فهمیده بودیم که کوه به ما جایی برای استراحت در قسمتهای پایینی تیغه نخواهد داد.

سه روز پس از آن مملو از یخنوردی و قسمتهای صعود ترکیبی با درجه m5 و m6 و یخ AI6 بود. ما اغلب یخ با یخ نازک و میانی های دور از هم مواجه بودیم. بعضی از طولها شامل سنگ اسلب بودند که با برف پرشیب و ناپایدار پوشیده شده بود، که گاها زمانی بیش از یک صعود ترکیبی سخت می گرفت. اگرچه گرانیت مسیر اغلب خودب بود، اما به شدت فشرده بود که نقاط کمی برای حمایت باقی می گذاشت. پکرها ( هرطول سه یا چهار عدد) از ابزارهای اصلی مورد استفاده بودند. ما تنها کوهنوردان در منطقه در پاییز بودیم، و دانستن اینکه کاملا تنها هستیم حس عجیبی ایجاد می کرد.

با وجود سختی های فنی و روانی صعود، هر کداممان در حال لذت بردن از صعود بودیم. ما هر روز سرطناب را تغییر می دادیم، و نفر دوم که در حال کشیدن کوله بار سنگین بود همیشه بی صبرانه منتظر نوبتش برای سرطناب رفتن می شد. لذت غیرمنتظره صعود تکنیکی با کیفیت بالا نگرانی ها را برطرف کرده بود.

هر روز را در تاریکی به پایان می رساندیم، و یک جا برای چادر کوچک فیرست لایت ( Firstlight )ایجاد می کردیم. این کار هر بعد از ظهر حدود 2 ساعت زمان از ما می گرفت تا یک سکوی مناسب برای آن بکنیم.

تالونگ

در روز سوم به سه تیغ تیغه شمال-شمال غربی رسیدیم. امیدوار بودیم که بتوانیم ژاندارم را از سمت چپ آن دور بزنیم. اما این کار ممکن نبود. و سپس مجبور شدیم دو طول دیگر در سمت راست تیغه صعود کنیم. برف وحشتناک ناپایدار عمودی به اسلبهای سنگی در یک گوشه کاملا خشک ختم شد. در اینجا هم یک کراکس دیگر وجود داشت که شامل 10 تا 15 متر صعود مصنوعی (A3) و صعود ترکیبی سخت می شد. وسط این کنج پر از سنگهای سست بود و آخرش هم منفی میشد.

کنج با یک طول دیگر ترکیبی ادامه پیدا کرد. ما فرند کافی برای ابزارگذاری در شکاف باز این قسمت نداشتیم، بنابراین گاها برای حمایت گرفتن به چپ و راست مسیر می رفتیم. بالای کنج هم با برف پودری ناپایدار ، بدون حمایت خوب پوشیده شده بود. در پایان این کنج 100 متری، در به سمت تیغه بالایی باز شد.

تالونگ

حالا شیب آسانتر شده بود، اما حمایت گرفتن در اینجا هم به دلیل برف ناپایدار سخت بود. ما به طور همزمان طولهای برف سفت و گاها یخ را صعود می کردیم، البته چندین قسمت صعود ترکیبی نیز در اینجا با درجه M4 و یک طول هم M6 که دارای شکافهای خوبی بودند.

در روز پنجم نوار سنگی بالایی را صعود کردیم، که بزرگترین علامت سوال کل مسیر بود-از یخچال نمشد تشخیص داد که اینجا چه خبر است. آنچه که منتظر ما بود صعود ترکیبی سخت و یخ نازک روی سنگهای صیقلی بود. اما پیش بینی نزدیک شدن به پایان کار باعث شده بود که نیرو بگیریم. و نهایتا در عصر به رمپ یخی که به بالا و سمت راست مسیر قله ختم میشد رسیدیم. در اینجا یک لبه برای پنجمین شب کندیم.

تالونگ

در 23 اکتر رمپ را به طور همزمان صعود کرده و در ساعت 2 عصر بر روی قله تالونگ بودیم. در میان مه غلیظ به قله رسیده بودیم. اما پس از ده دقیقه در قله باد مه را با خود برد و مناظر مثل یک رویا به چشم آمدند. رخ شرقی ژانو، جبهه جنوبی کانگچنجونگا انگار در دسترس قرار داشتند. پس از نیم ساعتی در قله شروع به فرود کردیم و به محل کمپ در 6700 متری بازگشتیم. و در روز هفتم کل مسیر را تا یخچال فرود آمدیم.

برای هر دوی ما، این مسیر نشان داد که چیزهای زیادی هنوز برای یاد گرفتن وجود دارد و کارهای زیادی هم هست که می توانیم انجام دهیم. هر کدام از ما حدود 10 تا 15 کیلوگرم در طول صعود از دست دادیم، اما تجربه و شارژ روانی که به دست آوردیم ارزش آنرا داشت.

خلاصه

اولین صعود مسیر شمال-شمال غربی تالونگ-7349 متر- توسط نیکیتا بالابانوف و میخاییل فومین از اکراین ، 18 تا 24 اکتبر. مسیر 1700 متری با درجه سختی ED2 AI6 M6 A3.

تالونگ

جباریان / موج

مهدی جباریان

*مهدی جباریان : شروع فعالیت کوهنوردی 1376 برخی صعودهای شاخص: • گشایش مسیر در دیواره پاتخت ، زمستانی ، سبک آلپی • رکورد صعود چهارجبهه دماوند در 25 ساعت و سی دقیقه:شروع از گوسفندسرا، مسیرهای جنوبی، غربی، شمالی، شمال شرقی، پایان در گوسفندسرا • صعود سه جبهه دماوند در 21 ساعت: شروع از گوسفندسرا، مسیرهای جنوبی، شمالی و شمال شرقی • رکورد صعود آزاد انفرادی دهلیز مرکزی یخار از معدن تا انتهای یخچال در 12 ساعت • صعود زمستانی دماوند 10 مرتبه: گرده شرقی(تیغه های یخار)، جنوبی، شمالی، یکروزه... • صعود دماوند مجموعا 104 مرتبه در فصول مختلف یالهای گوناگون. • صعود زمستانی گرده شرقی سرکچال به خلنو • صعود زمستانی قلل شاخک و علم کوه از مسیر سیاسنگا • رکورد صعود سرعتی آزاد انفرادی گرده آلمانها از ونداربن تا تنگ گلو در 7 ساعت و سی و سه دقیقه • تلاش برای صعود زمستانی آلپی ترکیبی دیواره علم کوه مسیر هاری رست، صعود برتر سال 96 • صعود به گرده آلمانها چهارده مرتبه در فصل بهار و تابستان و پاییز – صعود یکروزه گرده آلمانها • صعود یکروزه دیواره علم کوه، مسیر هاری رست از ونداربن به ونداربن بدون بارگذاری 21:33 ساعت • صعود دو مسیر هاری رست و فرانسوی های دیواره علم کوه در یک روز • رکورد عبور از البرز، شروع دربند توچال تا آزادکوه کلاک ، 102 کیلومتر، 9000 متر صعود در 46 ساعت رکورد صعود سرعتی زمستانی گرده آلمانها از ونداربن به ونداربن در 67 ساعت • رکورد صعود سرعتی خط الراس دوبرار در 17 ساعت و نه دقیقه • صعود سرعتی از پل خواب توچال کلک چال جمشیدیه در 15 ساعت و 20 دقیقه • صعود یکروزه از دربند توچال تا سرکچال سپیدستان در 23 ساعت و 50 دقیقه ، 65 کیلومتر، • صعود قله خان تنگری 7010 متر • تلاش برای صعود قله ماناسلو 8163 متر • صعود یخچالهای شمالی سبلان، کسری، یخار • صعود و تمرین سنگنوردی در دیواره های شروین، پلخواب، بیستون.... • گشایش مسیر در دیواره های کاسونک، شروین، اوسون ترکیبی ... • مربی کوهپیمایی درجه سه سایر: کمربند مشکی جودو دان یک کارشناس مهندسی معماری، دکتری مدیریت بازرگانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مقالات

مقالات پیشین

سبد خرید
فروشگاه
وبلاگ
حساب من
0 مقايسه
0 مورد سبد خرید