وقتی بنجمن ودرینس از نپال به فرانسه برگشت، هنوز عضلاتش از صعود بیسابقهی ژانو شرقی درد میکرد، اما چشمانش برق رضایت داشت؛ صعودی که نام او و نیکولا ژان را به تیتر خبرگزاریهای جهان تبدیل کرد. دیواری که پیش از آن تنها مرگ، شکست و عقبنشینی در آن ثبت شده بود، حالا شاهد پیروزی دو آلپینیست فرانسوی بود که در سبک کاملاً سبکبار، مسیر تازهای را گشودند.
بازگشت به دیواره غولپیکر
ودرینس و ژان سال گذشته هم در قالب تیمی سهنفره با «لئو بیلون» به ژانو رفته بودند، اما شکست خوردند. امسال تصمیم گرفتند فقط دو نفره بازگردند؛ تصمیمی جسورانه که به معنی بار سنگینتر، سرعت کمتر و خطر بیشتر بود.
ودرینس میگوید:
«من و نیکولا سالهاست در آلپ با هم صعود میکنیم و هماهنگی ما طبیعیست. البته حضور لئو را واقعاً کم داشتیم، ولی از تجربهی تلاش قبلی درس گرفتیم و خودمان را برای تیم دو نفره آماده کردیم.»
در طول دیواره، مسئولیتها را نصف کردند: نیکولا نیمی از روز را لید میکرد، ودرینس نیمهی دوم را، تا شب در ارتفاع ۶ یا ۷ هزار متری جای خواب کوچکی بسازند.
ذهنی فراتر از عضلات
ماهها پیش از صعود، ودرینس فقط بدنش را آماده نمیکرد. او با فابیَن دوپویی، مربی ذهنی، کار کرد تا بتواند در شرایط پرخطر و طولانی، آرام بماند. تمرینهایی که فراتر از کنترل ترس بودند — شامل مدیریت خستگی ذهنی، انتظار طولانی در بیسکمپ، و حفظ تمرکز بر هدف اصلی.
او میگوید:
«باید خیلی مطمئن باشی چرا میخواهی دوباره به چنین دیواری برگردی. مرگ مایک گاردنر در همین مسیر سال گذشته برایمان شوک بزرگی بود؛ روح او هنوز در کوه حضور داشت.»
صبرِ دوماهه در پای دیوار
تیم فرانسوی در اواخر اوت به بیسکمپ رسید. همراهشان دو فیلمبردار، تِیبو مارو و کِنتَن دوگرانل بودند. آنها باید دو ماه را در فضایی کوچک، زیر برف و مه، بدون از دست دادن روحیه سپری میکردند. ودرینس تجربهی مشابهی در کی2 داشت:
«در K2 هم ۴۵ روز در بیسکمپ ماندم و بعد توانستم قله را در ۱۱ ساعت صعود کنم. بنابراین میدانستم چطور منتظر بمانم.»
آن صعود کی2 ، که رکورد سریعترین صعود بدون اکسیژن به آن قله محسوب میشود، با فرود پاراگلایدرش به بیسکمپ پایان یافت — حرکتی که حالا بخشی از افسانهی شخصی اوست.
در جریان تطبیق ارتفاع، ودرینس و ژان موفق شدند قلهی آدینش چولی (۶۸۰۸ متر) را که تا آن زمان صعود نشده بود، فتح کنند. آن صعود کوچکتر، تمرینی بود برای روز بزرگتر: ژانو شرقی (۷۴۶۸ متر).
فرصتی در میان طوفان
در ۱۱ اکتبر، طبق برنامه قرار بود حرکت کنند؛ اما بادهای صد کیلومتری اجازه ندادند. تنها یک روز بعد، با اعتماد به پیشبینی دقیق هواشناس خود، از بیسکمپ به ABC (کمپ پیشرفته، ۵۱۰۰ متر) رفتند.
صبح ۱۳ اکتبر ساعت ۵، صعود آغاز شد. آنها بخشی از مسیر را سیمولکلیمب (صعود همزمان) کردند؛ سبکی که ودرینس آن را «سولو در قالب تیم دو نفره» توصیف میکند.
شب اول در ارتفاع ۶۲۰۰ متری بیواک زدند. روز بعد از نقطهای عبور کردند که سال گذشته لئو بیلون مجبور به عقبنشینی شده بود — همانجایی که مایک گاردنر سقوط کرد. از آنجا به بعد، مسیر ناشناخته بود؛ قلمرویی که هیچ انسانی تا آن لحظه قدم نگذاشته بود.
در بخشهای سختتر، ۱۰۰ متر طناب ثابت گذاشتند، سپس به ارتفاع ۶۹۰۰ متری رسیدند و دومین شب را در سرمای منفی ۲۰ درجه خوابیدند.
نبرد روی تیغهی بادگیر
ساعت ۳:۳۰ بامداد ۱۶ اکتبر، در سرمای شدید، از چادر خارج شدند تا به خطالرأس برسند. سپیدهدم آنها را در لبهی تیغهای از برف نرم و ذوبناپذیر دید که هیچ میخ و حمایتگاهی در آن فرو نمیرفت. ودرینس روایت میکند:
«مستقیم رفتن ممکن نبود. مجبور شدم کمی به سمت راست، داخل دیواره بروم، روی شیب برفی بسیار تند، بدون هیچ حمایت مطمئن. فقط در ارتفاع ۷۴۰۰ متری یک نوار نازک یخ پیدا کردم و از آن بالا رفتم تا دوباره روی خطالرأس قرار بگیرم.»
ساعت ۱۳ ظهر، گمان کردند قله را فتح کردهاند؛ اما اپراتور پهپاد، تِیبو مارو، از پایین هشدار داد که قلهی واقعی کمی دورتر است. یک ساعت دیگر هم روی تیغهی برفی شکننده حرکت کردند تا سرانجام ساعت ۱۳:۴۰ بر بلندای واقعی ژانو شرقی ایستادند.
سختتر از صعود: بازگشت
اما دشوارترین بخش تازه آغاز میشد. ودرینس میگوید:
«در مسیر بالا رفتن، تقریباً همیشه میدانستیم کجای مسیر هستیم. اما بالای ۷۰۰۰ متر وارد بخش کاملاً ناشناخته شدیم. هیچ جای مطمئنی برای کارگاه نداشتیم. نمیدانستیم چطور باید پایین بیاییم.»
آنها در نهایت تصمیم گرفتند بازگشت را از مسیر متفاوتی انجام دهند — کاملاً بینقشه و خطرناک. حدود ۵۰ طول طناب فرود رفتند تا به برفهای پایینتر رسیدند. ودرینس این بخش را «وحشی» توصیف میکند:
«در ۴۰۰ متر بالایی، هیچ امکانی برای کارگاه نبود. فقط سه عدد پیچ برفی داشتیم و مجبور شدیم از خطهای ناشناخته پایین برویم. لحظههای بسیار پراسترس و ترسناکی بود.»
ساعت ۵:۳۰ عصر، به بیسکمپ بازگشتند؛ خسته، یخزده و با ذهنی کاملاً تخلیهشده. اما زنده.
بدون سرمازدگی، با نوک انگشتهای بیحس
هیچکدام دچار سرمازدگی نشدند، گرچه احتمال آن زیاد بود. ودرینس میگوید:
«خط انجماد در این فصل بسیار پایین بود، حدود ۴۵۰۰ متر. من بوتهایی تازه و سبک پوشیده بودم و نیکولا هم همینطور. نگران بودیم انگشتانمان یخ بزند، اما وقتی آفتاب به خطالرأس رسید، مثل بهشت بود.»
تنها اثر باقیمانده از آن صعود: بیحسی نوک انگشتان و خاطرهای که شاید تا آخر عمر در ذهنشان بماند.
بوت کوهنوردی؛ قدمهای مطمئن در مسیر صعود
در ارتفاعات سرد و مسیرهای ناهموار، بوت استاندارد تفاوت میان ایمنی و خطر است. مجموعهی حرفهای بوتهای کوهنوردی را در موجکوه ببین و انتخابی مطمئن برای مسیرت داشته باش.
مشاهده بوتهای کوهنوردیصعودی که دنیا دید
چند روز بعد، تصاویری که پهپاد مارو در ارتفاع گرفته بود، در رسانههای سراسر جهان منتشر شد. دو نقطهی کوچک در میان سفیدی بینهایت، در مسیر بهسوی قله — تصویری که بهندرت از صعودهای آلپینیستی در چنین ارتفاعی دیده شده بود.
ودرینس میگوید:
«دوربین پهپاد برای من مزاحم نیست. حتی قبل از صعود هم از آن برای شناسایی مسیر استفاده کردیم. در واقع، همان پهپاد بود که از پایین به ما گفت قلهی اصلی کمی آنطرفتر است.»
پهپادها حالا بخشی از ابزار مدرن کوهنوردی شدهاند، درست مثل نقشههای ماهوارهای یا گزارشهای تیمهای قبلی. او اضافه میکند:
«همه تیمهای اکتشافی از آن استفاده میکنند. حتی روسها که به دیوارهی شرقی ژانو شرقی در بهار امسال حمله کردند.»
تجهیزات مدرن کوهنوردی؛ سبُکتر، ایمنتر، هوشمندتر
نسل جدید ابزارهای کوهنوردی را ببین — از کارابین و کلنگ گرفته تا ابزار فنی و ایمنی. انتخابی حرفهای برای کسانی که کوه را جدی میگیرند.
مشاهده تجهیزات مدرن کوهنوردیآلپینیسم مدرن از نگاه بنجمن ودرینس
پهپادها، شبکههای اجتماعی، و شهرت جهانی — صعود ژانو شرقی نه فقط به خاطر دشواری مسیر، بلکه بهخاطر نوع روایتش در رسانهها هم بیسابقه بود. صحنههایی که از بالا با پهپاد گرفته شد، دنیایی را که همیشه پنهان بود، برای نخستینبار در برابر چشم مردم گذاشت.
ودرینس اما میگوید این فقط بخشی از داستان است؛ بخشی از چیزی که خودش آن را «آلپینیسم مدرن» مینامد.
ابزارهای نو، فلسفهی قدیم
«پهپاد فقط یک ابزار است؛ مثل نقشه، مثل گزارش تیمهای قبلی یا حتی بالگرد شناسایی. مهم این است که بدانیم چرا صعود میکنیم. فلسفهی کوهنوردی هنوز همان است: تجربهی ناشناخته، فروتنی در برابر طبیعت، و کار در سکوت.»
با این حال، پهپادها واقعاً میتوانند در ایمنی و تصمیمگیری کمک بزرگی باشند. همانطور که در صعود آنها، پهپاد مسیر درست را به سمت قلهی واقعی نشان داد.
ودرینس یادآور میشود که «آندری بارگیل» هنگام اسکی از اورست هم از هدایت پهپاد استفاده کرده بود — نشانهای از اینکه تکنولوژی به بخشی جدانشدنی از کوه تبدیل شده است.
از آلپ تا هیمالیا: میدان تمرین نسل جدید
ودرینس و نیکولا ژان هر دو زیر ۳۵ سال دارند؛ نسلی که بین کوهنوردی سنتی و عصر دیجیتال ایستاده است. آنها نه فقط دنبال قلههای جدید، بلکه به دنبال بازتعریف مرزهای توان انسان هستند.
ودرینس میگوید:
«آلپ هنوز بهترین آزمایشگاه آلپینیسم است. صعودهای سریع، ترکیبی و بدون پشتیبانی در آلپ، بنیان اصلی کوهنوردی مدرناند. همین تمرینهاست که به ما اجازه میدهد بعد به جایی مثل ژانو یا K2 برویم.»
نمونهاش پیوندهایی است که او و «لئو بیلون» در آلپ انجام دادهاند: سه دیوارهی شمالی معروف فرانسه — دروس، دروآت و گراند ژوراس — را در یک رشتهصعود تاریخی به هم وصل کردند؛ کاری که حالا در فهرست نامزدهای جایزهی پیولۀ طلا (Piolet d’Or) بخش «عملکرد در آلپ» قرار دارد.
آلپینیسم مدرن یعنی عملکرد، نه ارتفاع
ودرینس تأکید میکند که صرفِ صعود یک قلهی ناشناخته در هیمالیا، الزاماً دستاورد بزرگ محسوب نمیشود:
«قلههای بکر زیادی وجود دارد که صعودشان از نظر فنی ساده است. فقط کافیست بلیط بگیری، یک آژانس محلی بگیری، کمپ بزنی و بروی بالا. اما آیا این واقعاً چالش است؟ نه.»
به اعتقاد او، دستاورد واقعی جایی است که سالها تمرین، تکنیک و آمادگی در آن خلاصه شود.
«صعودهای سخت و سریع در آلپ — مثلاً آزاد کردن مسیرهایی که قبلاً فقط با ابزارهای سنگین صعود شدهاند، یا بالا رفتن از مسیرهایی که معمولاً چند روز طول میکشند در کمتر از یک روز — اینها ارزش واقعی دارند.»
او مثال میزند:
«من و لئو مسیر مشهور “گوسو-دسمزون” روی گراند ژوراس را در ۹ ساعت و ۱۰ دقیقه صعود کردیم. همین نوع عملکردهاست که روح آلپینیسم را زنده نگه میدارد.»
میان ماجراجویی و نمایش
در سالهای اخیر، مرز بین ماجراجویی و نمایش رسانهای کمرنگتر شده است. کوهنوردان باید میان «الهامبخش بودن» و «نمایش دادن» تعادل پیدا کنند. ودرینس نگاه خاصی به این موضوع دارد:
«امروز دیگر نمیتوانی بدون عکس و ویدیو زندگی کنی، ولی نباید اجازه دهی که آنها هدف شوند. اگر صعودت فقط برای لایک و دیده شدن باشد، روح ماجراجویی از بین میرود.»
اما او در عین حال واقعگراست:
«تصاویر خوب میتوانند الهامبخش نسل جوان باشند. اگر ما در دنیای دیجیتال زندگی میکنیم، باید از آن برای نشان دادن زیبایی واقعی کوهها استفاده کنیم، نه برای خودنمایی.»
تجربهی خطر و کنترل
ودرینس بارها تأکید میکند که ریسک بخشی از ذات کوهنوردی است، اما باید آگاهانه مدیریت شود.
او از تمرینهای ذهنی با مربیاش میگوید:
«یاد گرفتم که ترس را خاموش نکنم، بلکه آن را بشنوم. ترس مثل هشدار است — باید گوش بدهی، نه اینکه انکارش کنی.»
در مسیر ژانو، هر گام میتوانست آخرین باشد. با این حال، ودرینس میگوید بیشترین ترسش در مسیر بازگشت بود، نه صعود:
«وقتی فهمیدیم هیچ کارگاهی برای فرود نیست و طنابهایمان کم است، لحظهای حس کردم مرگ نزدیک است. اما تصمیم گرفتیم تمرکز کنیم، نه وحشت.»
مرز فیزیکی انسان
صعود بدون اکسیژن به K2 در ۱۱ ساعت، فتح قلهی بکر آدینش چولی، و حالا ژانو شرقی — همه نشان از چیزی فراتر از توان فیزیکی دارد. ودرینس میگوید راز کارش «تناسب کامل بین سرعت، وزن و ذهن» است:
«هر گرم در کوله مهم است. هر دقیقه تصمیمگیری در ارتفاع میتواند تعیینکننده باشد. اما مهمتر از همه ذهن است — ذهنی که بگوید هنوز میتوانی، حتی وقتی بدن میگوید نه.»
کوله 45-70 لیتری مدل ماکالو (آلپی) برند SIMOND
این کولهپشتی فنی از برند Simond در صعود تاریخی ژانو شرقی نیز همراه تیم فرانسوی بود؛ ترکیبی از حجم بالا، وزن سبک و طراحی مخصوص مسیرهای آلپاین.
مشاهده و خریداز قهرمان تا انسان عادی
بعد از بازگشت، ودرینس حالا با موجی از شهرت روبهروست. اما خودش میگوید هنوز همان آدمی است که سالها در آلپ میدوید تا فرم بگیرد:
«رسانهها اسم من را بزرگ کردند، اما در واقع کوه است که قهرمان واقعیست. ما فقط چند ساعت مهمان آن هستیم.»
نیکولا ژان نیز همین حس را دارد؛ او در یکی از پستهای خود نوشت:
«در قله، احساس پیروزی نکردم. فقط سکوت بود. سکوتی که شبیه بخشش است.»
آیندهی آلپینیسم؛ سرعت، پیوند و ذهن باز
ودرینس باور دارد که کوههای بزرگ هنوز تمام نشدهاند، حتی در دوران صعودهای تجاری و صفهای طولانی در هشتهزارمتریها:
«در ۸۰۰۰متریها هم میشود کارهای تازه کرد؛ مسیرهای پیوندی، صعودهای سریع، یا حتی اسکی از خطوط جدید. فقط باید ذهن باز داشت.»
او نمونهاش را در پروژهی «اتصال آلپی» کیلیان ژورنت میبیند — مجموعهای از صعودها و دویدنهای پیوسته در آلپ بدون هیچ وسیلهی موتوری.
«این نسل، مرزهای جدیدی در آلپینیسم ایجاد کرده. سرعت، استقامت، و پاکی در سبک — این آیندهی کوهنوردی است.»
هدلایت کوهنوردی؛ نور در دل تاریکی
چه در دل جنگل باشی چه در مسیر قله، دید روشن یعنی ایمنی. مجموعهی کامل هدلایتها و تجهیزات نور کمپینگ را در موجکوه ببین و بهترین همراه شبهای طبیعت را انتخاب کن.
مشاهده هدلایتهامیراث ژانو شرقی
در پایان گفتوگو، از ودرینس میپرسند چه چیزی از این صعود برایش ماندگارتر است:
«نه قله، نه شهرت، بلکه لحظهای که از روی خطالرأس دیدم آفتاب از پشت قلهی کانچنجانگا طلوع میکند. آنجا فهمیدم چرا هنوز باید صعود کرد.»
ژانو شرقی حالا در تاریخ ثبت شده، اما برای ودرینس و ژان، ماجرا تازه آغاز شده است. نسل جدیدی از آلپینیستها با نگاه متفاوت، تکنولوژی در دست، و فلسفهای مینیمالیستی، کوهنوردی را دوباره معنا میکنند — همان روحی که از آلپ آغاز شد و تا قلب هیمالیا ادامه دارد.
📍 منبع اصلی: ExplorersWeb (Angela Benavides, Oct 2025)
📍 بازنویسی و تنظیم فارسی: موجکوه